نامهء دكتر احسان عبّاس استاد كرسى تاريخ در دانشگاه خرطوم
كتاب عبد الله بن سبأ را مطالعه كرده و از كوشش راستينى كه در بارهء آنچه كه تحت عنوان « احاديث سيف بن عمر » انجام شده ، مخصوصاً از موازنهاى كه بين روايات سيف و روايات ساير مورّخين به عمل آورده و آنها را با يكديگر مقايسه نمودهايد ، بسى خشنود گرديدم .
كتاب شما ، پرسشهايى را براى من پيش آورد و انگيزهء سؤالاتى شد كه دوست دارم بر شما عرضه نمايم :
1 . آيا مىشود به اين اندازه كه بعضى از دانشمندان علم رجال عليه سيف حكم صادر كرده و گفتهاند ضعيف است و يا رواياتاش ترك شده بسنده نمود ، و روايات تاريخى او را كنار گذارد ؟ دانشمندان علم حديث براى شناخت راويان ، ملاكهاى ويژهاى دارند كه با آنان برخى را تعديل و توثيق مىنمايند كه اين خوردهگيرىها در بارهء راويان اخبار تاريخ ، اشكالى پيش نمىآورد . مثلًا اتّهام به « قول به قدر » گاهى باعث مىشود كه شخصى را جرح نموده و حديث او را مردود بشمارند ، و امثال اين گونه تهمتها كه موجب اشكال زيادى بنا بر مقياس امروزهء ما نمىشود .