اين فتح در ماه رجب يا شعبان سال چهاردهم هجرى بود ، عتبه خبر پيروزى را طىّ نامه به اطلاع عمر كه در آن زمان خليفه بود رساند .
2 . داستان مبارزه خالد با هرمز
بيهقى اين داستان را در سنن خود چنين آورده است :
خالد با هرمز در دشت « كاظمه » رو به رو گرديد و او را به مبارزه طلبيد هرمز به ميدان آمد ولى خالد او را در اوّلين برخورد و حمله به قتل رسانيد .
ياقوت حموى نيز در معجم البلدان در توضيح « كاظمه » چنين مىگويد :
« كاظمه دشت پهناورى است واقع در كنار دريا و راه بحرين از آن جا تا بصره به مسافت دو روز راه فاصله دارد » .
نتيجهء مباحث گذشته
از آنچه در اين فصل بازگو گرديد ، چنين به دست آمد كه بنا به نقل سيف :
خالد بن وليد به وسيلهء « آزادبه » پدر « زبازبه » هاى يمن نامهاى به هرمز مىنويسد ، مرزى كه هرمز در آن جا حكومت و رياست مىكرد ، بزرگترين و مهمترين مرزهاى ايران بود و مرزبانش نيرومندترين مرزبانان ايران بودنهاند . فرماندهانش جنگندهترين ، و ورزيدهترين فرماندهان بودند كه از راه دريا با هندوستان مىجنگيدند و از راه خشكى نيز با اعراب ، هرمز كه بدترين همسايگان اعراب و در خباثت و بدطينتى ضرب المثل بود به شيرويه پادشاه وقت ايران و فرزندش اردشير وليعهد ايران نامهاى مىنگارد و آنان را از لشكركشى مسلمانان به سوى مرز ايران آگاه مىسازد و خود وى هم لشكرى براى مقابله با خالد آماده مىسازد و فرماندهى اين لشكر را به دو تن از خاندان سلطنتى واگذار مىكند ، سربازان هم براى جلوگيرى از فرار با زنجيرها و سلاسل خود را به هم مىبندند ، آن گاه به سوى خالد حركت مىنمايند و در محلّى به نام « كاظمه » فرود مىآيند و