داستان سقيفه در احاديث سيف
الا و ان لى شيطاناً يعترينى فاذا اتانى فاجتنبونى . . .
آگاه باشيد كه مرا شيطانى است كه گاهى بر من چيره
مىشود و اگر چنين ديديد از من دور باشيد تا ضررى از
من به مال و جان شما متوجه نگردد . . .
ابوبكر
سيف بن عمر داستان سقيفه را در طى هفت حديث نقل كرده است ؛ ما در اين فصل آن احاديث را نقل مىكنيم و سپس به بررسى اسناد آنها مىپردازيم و در فصول آينده هم منت آنها را با متون احاديث راويان ديگر تطبيق . ارزيابى مىكنيم . آنگاه نتيجهء اين بررسى سند و ارزيابى متن را در پايان بخش به دوستداران علم و تحقيق اعلام مىداريم .
احاديث سيف
حديث اوّل : ابن حجر در شرح حال قعقاع بن عمرو ، از سيف چنين مىآورد كه قعقاع مىگويد : « من هنگام وفات رسول خدا ( ص ) حضور داشتم و چون نماز ظهر را خوانديم مردى به مسجد آمد و گفت : انصار به اتّفاق آراء مىخواهند سعد بن عباده را به جانشينى و خلافت انتخاب كنند و پيمان رسول خدا ( ص ) را در اين مورد ترك گويند ، مهاجرين از