تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
فضاى بيابان را پر نمود و سيلاب اشگها جارى شد . سپس حسين عليه السّلام بمقصدى كه خدا دعوتش فرموده بود روانه شد . فرزدق شاعر بخدمتش رسيد سلام داد و عرض كرد : اى پسر پيغمبر چگونه بر اهل كوفه اعتماد ميكنى ؟ اينان همان‌اند كه پسر عموى تو مسلم بن عقيل و ياران او را كشتند ، اشگ از ديدگان حسين فرو ريخت و فرمود : خدا مسلم را رحمت كند او بروح و ريحان و بهشت رضوان بازگشت او وظيفه‌اى كه بر عهده داشت انجام داد و اكنون نوبت ما است كه آنچه بر ما است انجام دهيم ، سپس اشعارى بدين مضمون انشاء فرمود :
دنيا اگر به چشم لئيمان گرانبها است * پاداش حق گرانتر و برتر بنزد ما است گر بهر مرگ پيكر ما را سرشته‌اند * در راه دوست كشته شدن افتخار ما است
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى ) — صفحة 74 | السيد ابن طاووس / سيد احمد فهرى زنجانى