بنى اميّه ، فرمود : برادر بنى اسد سخن براست گفت ، خداوند بهر چه كه مشيّتش تعلّق پذيرد انجام ميدهد و هر چه را كه اراده فرمايد حكم مىكند .
راوى گفت : سپس حسين عليه السلام براهش ادامه داد تا هنگام ظهر در ثعلبيّه فرود آمد ، سر ببالين گذاشت و بخواب رفت و سپس بيدار شد و فرمود : ديدم يكى صدا ميزد شما تند ميرويد ولى مرگ شما را تندتر به بهشت ميبرد ، فرزندش على عليه السلام عرض كرد : پدر جان مگر ما بر حق نيستيم ؟ فرمود : چرا فرزندم ، قسم به آن خدائى كه بازگشت بندگان بسوى او است ، عرض كرد : پدر جان اگر چنين است ما را از مرگ چه باك ؟
حسين عليه السلام فرمود : فرزندم ، خداوند بهترين پاداشى را كه بفرزندى از پدر داده به تو عطا فرمايد .
سپس حسين عليه السّلام در همان منزل شب را بصبح رساند چون صبح كرد مردى كه كنيهاش ابا هرّه ازدى بود از كوفه مىآمد ، به خدمت حضرت
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٧٠