كرد و او را از پليدى گناه پاك نخواهد ساخت و شكنجهء دردناكى براى او آماده است .
راوى گفت : چون صبح دميد حسين عليه السّلام از خانهء خويش بيرون آمد تاخير تازهاى بشنود . مروان را ديد ، مروان عرض كرد : يا ابا عبد اللَّه من خير خواه تو هستم مرا اطاعت كن تا نجات يا بى ! حسين عليه السّلام فرمود :
خير خواهى تو چيست ؟ بگو تا بشنوم ، مروان گفت من به تو ميگويم كه بيزيد بن معاويه بيعت كنى كه هم بنفع دين تو است و هم بسود دنيايت حسين عليه السّلام فرمود : انّا للَّه و انّا اليه راجعون ، چه مصيبتى بالاتر از اين كه مسلمانان بسرپرستى همچون يزيد دچار شدند پس بايد با اسلام وداع نمود كه از من جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه ميفرمود : خلافت بر فرزندان ابى سفيان حرام است ، گفتگو ميان حسين و مروان به طول انجاميد ، تا آنجا كه مروان با حالتى بر آشفته و خشمگين بازگشت .
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٤