و حال آنكه پارهاى از گوشت بدن پيغمبر برهنه به روى شنها افتاده و خون شريفش بتيغ گمراهان ريخته شده و صورتهاى دخترانش در ديدگاه شتررانان و ملامت گويان ، و تاراج لباسهايشان در منظر هر گويا و خاموش ، و اين بدنهاى با عظمت برهنه از لباس ، و پيكرهاى بزرگوار به روى خاك افتاده است .
چه گويم از غمت جانا كه جمع ما پريشان كرد * نشاند اندر دل شمع هدايت تير جانكاهى
ز فرط حزن چون بيهوش گردد ، نالهء زنها * ز جايش بركند چون آتشى بر خرمن كاهى
اى كاش فاطمه و پدرش ميديدند كه دختران و فرزندانشان را يا برهنه كردهاند و يا زخمى و يا بزنجير اسيرى بستهاند و يا سر بريدهاند ، و دختران خاندان نبوّت گريبان چاك و مصيبت زده و مو پريشان از پشت