55 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام « سرخىاى » از سوى باختر و سرخىاى از جانب خاور برخاسته و بالا آمد ، تا آن جا كه نزديك بود در ميانهء آسمان به هم برسند .
56 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام تا چهل روز مردم درنگ كرده ( مىديدند كه ) خورشيد بگاه طلوع و غروب سرخ فام بود و اين گريهء آن بود .
57 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام از آسمان خون باريد و شبنم آكنده از خون شد و هنگامى كه شتران براى خوردن آب راهى جويبارها شدند آن را خون يافتند .
58 -
آسمان جز بر يحيى بن زكريّا و حسين عليهما السّلام نگريست و گريهاش چنين بود كه چون به لباسى مىرسيد اثرى چون اثر كك ( كيك ) از خون مىگذاشت .
59 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام هفت آسمان و هفت زمين با هر چه در آنهاست و بهشتيان و دوزخيان و آنچه ديده مىشد يا قابل رؤيت نبود بر او گريستند .
60 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام همه چيز بر او گريست ، حتّى وحوش بيابان و ماهيان دريا ، و پرندگان آسمان ، آفتاب و ماهتاب و ستارگان و آسمان و زمين و مؤمنان انس و جنّ و همه فرشتگان آسمان و زمين و رضوان و مالك و حاملان عرش .
61 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام شبانگاه تا بامداد وحوش بر قبر مباركش گردن كشيده ، نوحه سروده بر وى همى گريستند .
62 -
بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام تا چهل بامداد آسمان با خون و زمين با سياهى و تيرگى و آفتاب با حمره گريستند ، و كوهها پاره پاره و پراكنده ، و درياها منفجر گرديده ، و آن فرشتگان در كنار قبر مبارك مىگريند و از گريه آنان تمام فرشتگان آسمان و زمين و هوا مىنالند .
63 -
امير المؤمنين عليه السّلام چون اين آيه را خواند :
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ
« 1 » حسين عليه السّلام نزدش رسيد ، امير المؤمنين فرمود : حسين به زودى مقتول گردد و آسمان و زمين بر وى بگريند .
هامش
( 1 ) - دخان / 29 ، آسمان و زمين بر آنان نگريست و آنان از مهلت يافتگانند .