2017 - از رخ يار
حلاريقه و الدرّ فيه منضّد * و من ذا رأى في العذب درا منضدا
رأيت بخديه بياضا و حمرة * فقلت له البشرى اجتماع تولّدا
( ابن مطروح )
* * * همانا آب دهانش چه شيرين است و دندانهايش مانند مرواريد سفيد مرتب و منظم و چهكسى در آب شيرين اينچنين مرواريد منظمى ديده است ؟ پس بر دو گونهاش سفيدى و سرخى ديدم ، گفتم : مژده بر او باد كه دو خوبى و شكل خوشطالع با هم جمع شدند . [ حمره و بياض دو شكل هستند و اجتماع از نتايج خانه شانزدهم است ] .
2018 - از احوال عرفا
عارفى را پرسيدند : حالت چگونه است ؟ گفت : آنچه نخواهم مرا ميسّر است و آنچه خواهم از آن محرومم .
2019 - در وصف چشم و ابروى دلدار
و فتّاك اللواحظ بعد هجر * جنا كرما و أنعم بالمزار
و ظلّ نهاره يرمي بقلبي * سهاما من جفون كالشفار
و عند النوم قلت لمقلتيه * و حكم النوم في الاجفان ساري
تبارك من توفّاكم بليل * و يعلم ما جرحتم بالنهار
( شهاب الدين احمد امشاطى )
* * * و آنكه ابروانش شمشيرزن دليرى است ، بعد از فراق كرم كرد و ما را به ملاقات پذيرفت . و تمام روز به قلب من تيرهايى از پلك چشم چون چاقوى پهن و بزرگى پرتاب مىكرد . در هنگام خواب به چشمان او گفتم درحالىكه خواب در چشمانش جارى شده بود . خجسته و مبارك باشد آنكه شما را در خواب مىگيرد و در روز خود مىداند كه چه كرديد .