بخش پنجم : زندگىنامه دراويش و حكيمان
( 138 ) شماره نسخه :
A 1533 ( BaH , V , 21 )
نام كتاب : مقامات شيخ احمد جام .
توضيح نام اثر : عنوان اين اثر در اين نسخه خطى وجود ندارد و اين نام را آ . آ . روماسكويچ براى اولين بار در زمان ثبت آن به اين كتاب اختصاص داده است . در كتاب « خلاصه المقامات » تنها نام « مقامات » بر اين اثر گذاشته شده است .
پديد آورنده : محمد بن يعقوب غزنوى متولد شهر غزنين مىباشد . او دانشمند حقوق ( فقه ) بود كه به نقل از شاگردانش داراى نفوذ زيادى در كشورش بوده است . وى در مقدمه « مقامات شيخ احمد جام » از تصميم خود و شاگردانش مبنى بر سفر دسته جمعى از غزنين به حجاز مىنويسد . آنها در ميان راه به شهر بوزجان ( شهر تربت جام در خراسان ) مىرسند و در آنجا با شيخ و شاعر بزرگ طريقت صوفيه احمد جامى آشنا مىگردند . بدين ترتيب وى از ادامه سفر خود صرف نظر مىكند و در شهر بوزجان اقامت مىنمايد و از شاگردان احمد جامى مىشود . اين اطلاعات از زندگى محمد غزنوى بر اساس مقدمه كتاب خود وى و تكرار آنها در كتاب « خلاصه المقامات » به دست آمده است . دو هدف نويسنده از نگارش اين كتاب 1 - جلب توجه يهوديان ، مسيحيان ، مرتدان ، بىدينان به معجزه محمد و پيروان وى 2 - بيان معجزات احمد جامى ، براى مسلمانان و توجه مرتدان و بىدينان به آنها بوده است . بدين ترتيب محمد غزنوى ، معجزات احمد جامى را در زمان حيات وى يادداشت مىنمايد .
تاريخ تأليف اثر : زمان دقيق تأليف اين اثر مشخص نيست و به احتمال زياد پس از مرگ احمد جامى پس از سال 536 قمرى / 1142 ميلادى است . در صفحهاى از اين كتاب نيز تاريخ نگارش آن را 12 سال پس از مرگ احمد جامى نوشتهاند . بدين ترتيب سال تأليف « مقامات شيخ احمد جام » سال 548 قمرى / 1154 - 1153 ميلادى مىباشد .
مكان تأليف : نيامده است .
شرح اجمالى محتواى اثر : اين اثر شرح ارزشمندى درباره شيخ بزرگ صوفيه احمد جامى ( ابو ناصر ابن عبدالحسن نامقى جامى ) ملقب به « ژنده پيل » ، « شيخ الاسلام » مىباشد . وى در سال 441 قمرى ( 1050 - 1049 ميلادى ) به دنيا آمد و در سال 536 قمرى ( 1142 ميلادى ) در بوزجان وفات نمود .
اصلى ترين مرجع « مقامات شيخ احمد جام » داستانها و آثار خود احمد جامى ، مشاهدات شخصى مؤلف و روايات خويشان و شاگردان شيخ مىباشد . اين كتاب منبعى ارزنده براى شناخت ، ديدگاه ها ، اعتقادات و جايگاه اجتماعى احمد جامى در زمان خود او است . وى با مشاهير بزرگى از خراسان چون سنجار سلجوقى در ارتباط بوده است . در اين كتاب اطلاعات ارزشمندى درباره جامعه خراسان در قرن يازدهم و دوازدهم ميلادى گرد آورى شده است .
اين كتاب خود نيز به عنوان مرجع ارزشمند كتاب « خلاصات المقامات » بوده است .
آغاز نسخه : « الحمد الله رب العالمين . . . ملك خواجه امام فقيه عالم متقى سديد الدين محمد بن يعقوب الغزنوى گويد رحمت إله عليه كه من نيت سفر حجاز كردم » .
پايان نسخه : نيامده است .
كمال يا نقصان نسخه : اين نسخه بسيار قديمى مىباشد و برخى از مقالات محمد الغزنوى تصحيح شده است . مقاله محمد غزنوى از صفحه 16 - 145 مىباشد و با حمد و ستايش پروردگار و محمد آغاز گرديده است .
در صفحات 145 - 150 بخشى از مقالهاى به قلم « شيخ الدين اسماعيل » كوچكترين پسر از ميان 13 پسر ديگر احمد جامى آمده است . اين ياداشت با عنوان « حكايت » نوشته شده است و با جمله نسبتاً بلندى به زبان عربى آغاز گرديده است : « خط مولانا و سيدنا الصدر الامام . . . ابى المويد اسماعيل . . . » و شامل اطلاعات ارزشمندى درباره احمد جامى و 14 پسر باقى مانده از وى پس از مرگش است .