و سومى عرض كرد : همواره خدا مىداند و مىشنود و مىبيند ؟
فرمود : ذات او دانا و شنوا و بينا است .
شخصى پرسيد : اگر ذات حق عالم و شنونده و بيننده است ، نبايد خشم گيرد و خود مىفرمايد :
* ( وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْه غَضَبِي فَقَدْ هَوى ) * ( 1 ) : هر كس مستحق خشم من گردد ، خوار شد ؟
فرمود : مراد از خشم ، كيفر است كه هر كس نافرمانى كند ، عذابش مىنمايد ، اى مرد ! هر كس گمان برد كه خدا چون مخلوق ، تغيير حالت پيدا مىكند ، و از حال عادى خارج مىگردد ، خدا را به صفت مخلوقات وصف كرد ؟ در حالى كه چيزى خدا را تغيير نمىدهد و شبيه ندارد و آنچه در عالم و هم و خيال انسان مىآيد ، خداوند غير از آن است .
حضرت امير عليه السّلام در پاسخ « ذعلب يمانى » ( 2 ) كه پرسيد خدا را ديدهاى فرمود : مگر چيزى را كه نبينم ستايش مىكنم ؟
عرضه داشت : چگونه او را مىبينى ؟
فرمود : چشمها او را با ديدن درك نمىكنند ، و ليكن دلها با حقايق ايمان او را درك مىكنند ، به همه چيز نزديك است ، اما نه با ملامست و از همه چيز بعيد است اما نه با جدايى و دورى ، گوينده است ، بدون انديشيدن ، و ارادهكننده است ، بدون آماده شدن از پيش ، سازنده است ، بدون عضو ، لطيف است ، اما به پنهانى وصف نمىگردد ، رحيم است ، ولى به دلسوزى موصوف نيست و همهء مخلوقات در برابر بزرگى او خوارند و دلها در برابر شكوه و بزرگيش از
هامش
( 1 ) طه / 80 .
( 2 ) علَّامه شعرانى : ذعلب لقب است و ترجمهء او را در كتب رجالى نيافتيم .