و خانهاى داريم كه بهترين كالاى خود را به آنجا منتقل كردهايم و من به زودى رهسپار آن خانه مىشوم .
نقل است كه هر گاه براى خريد جامه به بازار مىرفت ، دو جامه مىخريد و بهترين آن دو را به قنبر ( 1 ) مىداد ، و دومى را خود مىپوشيد ، و اگر آستين جامهها بلند بود ، مقدارى را مىبريد ، و مىفرمود : مىشود به جاى كلاه از يكى استفاده نموده و ديگرى را به صورت كلاه درآورد . ( 2 ) چيزى در آن نهاد و براى اهل منزل به خانه برد .
پس اگر عاقل با چشم بصيرت بنگرد و با ديدهء حق بين نگاه كند ، در مىيابد كه اگر دنيا بهتر از اين بود ، اين آزاد مردان و عصارههاى خلقت و حجتهاى خدا بر بندگان ، به صورتى ديگر زندگى مىكردند ، و در خوارى دنيا همين بس كه با دورى از دنيا به خداوند تقرّب مىجستند ، تا جايى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى دنيا تو را سه طلاقه كردهام تا رجعتى برايت نباشد . ( 3 ) رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : خداوند با چيزى همانند زهد در دنيا عبادت نمىگردد . ( 4 ) و نيز نقل است كه خداوند در قيامت به فقرا مىفرمايد : شما را به خاطر نداشتن مقام در نزد من ، فقير نكردم ، بلكه فقط مصلحت شما را در آن مىديدم .
هامش
( 1 ) قنبر غلام امام عليه السّلام بود كه به دست حجّاج به شهادت رسيد و كشى در « رجال » خود شرح حال او را ذكر كرده است . ( شعرانى ) .
( 2 ) اكمال جمع كمّ است ، يعنى : آستين جامه .
( 3 ) قد طلَّقتك ثلاثا لا رجعة فيها .
( 4 ) قال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
ما يعبد اللَّه بشىء مثل الزّهد في الدّنيا .