كوچك بر او وارد شد ؛ آن را نعمت به حساب آورد و بر آن شكر نمايد . پس بنده در گرفتاريها و تهيدستىها بايد به كسانى كه بيشتر از آنها گرفتارند نگاه كند ، و در اعمال خير به كسانى كه تلاش و كوشش بيشترى دارند ، بنگرد و اين بهترين راه براى كسى است كه بخواهد ، حالات خود را اصلاح و اندوهش را كم سازد .
حضرت امير عليه السّلام فرمود : صبر نسبت به ايمان چون سر است نسبت به بدن ، و كسى كه سر ندارد ، جان ندارد و نيز كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد . ( 1 )
حقيقت صبر
حقيقت صبر اين است كه از نزول بلا و مصيبت ، ترسى نداشته باشد ، و آخرين حدّ آن اين است كه ميان نعمت و بلا فرقى قايل نشود ، بلكه بلا را بر نعمت ترجيح دهد ، زيرا در پايان نتيجه و ميوهاى شيرين و عاقبتى پسنديده در بردارد .
مؤلف چند بيت در اين باره سروده است ( 2 ) كه ترجمهاش اين است :
بر مصيبتها صبر كردم و هواى نفس را بر آن مطَّلع ننمودم و از آنچه از سوى تو بر من است ( عشق ) آگاهش نكردم ، زيرا ترسيدم كه صبر نكند و فرياد بزند و اشكم جارى گردد و ندانسته اجر خود را تباه سازم . ( 3 ) آمده است كه خداوند به داود عليه السّلام وحى فرستاد كه اى داود ، اخلاق خود را چون اخلاق من كن و يكى از اخلاقهاى من صبر است ، و صابر اگر بر صبر بميرد ، شهيد مرده است و اگر نميرد با سعادت زندگى كرده است .
هامش
( 1 ) قال على عليه السّلام :
الصّبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد و لا ايمان لمن لا صبر له .
( 2 ) صبرت و لم اطلع هواى على صبرى و اخفيت مالى منك عن موضع الصّبرمخافة ان يشكو ضميرى صبابتى
الى دمعتى سرّا فيجرى و لا ادرى( 3 ) يعنى : عشق تو را از صبر و صبر را از عشق خبر نكردم و نگفتم تو محبوب من هستى ( شعرانى ) .