بدوزد همان گونه كه وقتى ابراهيم عليه السّلام را در كفّهء منجنيق نهادند ، تا او را به درون آتش پرتاب كنند ، جبرئيل نزد او آمد و گفت : آيا نيازى به كمك دارى ، اى خليل الله ؟ فرمود : به تو نه .
زيرا ابراهيم عليه السّلام اعتماد كامل به خدا داشت و نجات را از او مىخواست ، خداوند نيز آتش را برايش سرد كرد و به او گزندى نرساند ، و زمين را برايش به گل و درختان ميوهدار ، تبديل نمود ، و او را ستود و فرمود :
* ( وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى ) * ( 1 ) ابراهيم به پيمان خود با ما وفا كرد .
اينجاست كه مقام ابراهيم عليه السّلام با مقام يوسف تفاوت دارد ، زيرا يوسف عليه السّلام به هم بند خود فرمود : * ( اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ ) * : مرا به سلطان يادآورى كن . در اينجا يك لحظه به جاى خدا به بندهء او توجّه نمود ، و نتيجهاش اين شد كه : * ( فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ) * ( 2 ) : مدّت چند سال در زندان ماند .
روزى كسى به من ( مؤلف ) گفت : از كجا هزينهء زندگى را تأمين مىكنى ؟
گفتم : * ( وَلِلَّه خَزائِنُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ ) * ( 3 ) : خزانههاى ( اموال ) آسمان و زمين در دست خداست و ليكن منافقان نمىدانند .
مردى را در بيابان مشغول عبادت ديدند ، از او پرسيدند : غذايت از كجا تأمين مىشود ؟ گفت : از سوى خداى عزيز و دانا ( 4 ) ، سپس به دندانهايش اشاره نمود و گفت : هر آن كس كه دندان دهد ، نان دهد و با لطف خود ما را سير مىكند . ( 5 )
هامش
( 1 ) نجم / 36 .
( 2 ) يوسف / 42
( 3 ) منافقون / 6
( 4 ) علَّامه شعرانى : صحيح « بيرر » است و آن جاى انبار گندم است .
( 5 ) علَّامه شعرانى : در اين نسخه هبل آمده ولى صحيح هشل است كه به معناى گندم دراز خوشه مىباشد .