باب بيست و پنجم ستودن گوشهنشينى و عزلت
بايد دانست كه همهء خوبيها و يافتن آنها در دورى از مردم است ، زيرا به وسيلهء آن ، اخلاص ( در اعمال ) به دست مىآيد و راه غيبت و سخنچينى و بيهودهگويى و نگاه به نامحرمان و آنچه را كه شنيدنش سزاوار نيست ، بسته مىشود و ترس و بر حذر بودن از مردم ، نشانهء انس به خدا و از علامتهاى وصل به اوست .
از سفيان ثورى ( 1 ) روايت شده كه گفت : روزى بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم ، ديدم آن بزرگوار در زيرزمينى كه دوازده پله مىخورد ، زندگى مىكند عرض كردم :
با اين همه نيازى كه مردم به شما دارند ، در چنين جايى زندگى مىكنيد ؟
فرمود : اى سفيان ، زمانه عوض شده و دوستان دگرگون گشتهاند و چشمها از حقيقت منحرف شده ، لذا تنهايى را اختيار كردم ، تا آرامشى داشته باشم ،
هامش
( 1 ) او سفيان بن سعيد بن مسروق ثورى كوفى است و ثور منسوب به ثور بن عبد مناة است ، وى در سال 95 يا 97 متولد شد و در بصره به سال 162 درگذشت او از مشاهير اهل سنّت است كه بسيارى از او حديث اخذ كردهاند ، از جمله اوزاعى و مالك ، و كشى رواياتى در مذمّتش نقل كرده است ( علامه شعرانى )