تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

اشعار

آن چيز ز دنيا كه خورى يا پوشى
284
آن يكى گفتا به آن پيرِ كُهَن
96
اين عملهاى بر نهجِ صواب
267
باقىِ جهان جوى ، نيازرد هوش دار
284
بتّر آمد ز كفر كفران زان
88
صاحبدلى به مدرسه آمد ز خانقاه
250
خدايا ! چو بر نيّتم آگهى
300
خود كرده بلا به سر خود گناه كيست
268
در شب ، دلِ زنده را به حق ميل بوَد
232
شكرِ انعام مُنعم ار نكنى
88
فرازِ تختِ حكومت نشستن آسان نيست
298
قيام و سجده و تكبير و نيّت
52
كفچه مكن دست به هرناكسى
285
گر تو فتير به فقير دهى
235
گر روز مفاخرت كنى مىشايد
232
گفت : آن گِليم خويش به در مىبرد ز موج
250
گفت : ظالم نيست ، امّا دائم او
96
گفتم : ميان عالم و عابد چه فرق بود
250
مرادِ عاجزِ محنت كشيده بايد داد
298
مزد كار نيكوان ضايع نگردد نزد حق
299
مقبل امروز كند داروى دردِ دلِ ريش
284
من نيكىِ تو خواهم ، تو خواهى بدِ من
149
ميراثِ پدر خواهى ، علمِ پدر آموز
309
نمازِ عاشقان ، تركِ وجود است
52