أقضى حاجته و أكشف ظلماته .
مصنّف مطهّر از بابت موعظهء ملوك نيكو سير مىفرمايد كه :
نوشيروان با همهء سطوت
/ 107 B /
همه روز در ديوان مىنشسته و درى ديوان را گشوده ، نه دربان و چوبكى و نه پردهدار ، صلاى عام مىفرموده .
رسول ملك روم به او گفت كه : قدرت دادهاى و قادر ساختهاى دشمن خود را بر خود كه بىحجاب و مانع در مجلس نشسته .
گفت : حصن و حصار من از دشمن ، عدل من است . منصوب شدهام به اين متصب و نشستهام در اين مجلس به جهت برآوردن حاجتهاى مسلمانان و رفع ظلم ظالمان . هرگاه كه رعيت را مانع و حجاب باشد كه به من عرض حاجت نتواند نمود . پس در كدام زمان حاجت او را برآورم و چگونه ظلم و ظالم را از او دفع كنم ؟ !
و كان ملك الهند قد ذهب سمعه ؛ فاشتدّ حزنه و جزعه ؛ فدخل عليه أهل مملكته لتعزّيه فى سمعه ؛ فقال : ما جزعى و حزنى على ذهاب هذه الجارحة عنّى و لكن لصوت المظلوم كيف لا أسمعه إذا استغاث بى و لكن إذا ذهب سمعى ؛ فما ذهب بصرى ؛ فأموت لكلّ ذى ظلامة بلبس الأحمر حتّى إذا رأيته عرفته و قربته و أنصفت له .
و پادشاه هند را گرانى در گوش بههم رسيد ، بسيار اندوهناك