تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

شرح

1 - وى با قلبى آرزومند به داعى حق مىگويد :

در سرزمينها و منازل توقف كن جاهايى كه عرفا در مسير سفرشان در برابر علم بىپايان معبودشان آن را ناچيز مىشمارند . بر روى خرابه‌ها گريه كن : آثارى از عرفا باقى مانده است كه نمىتوانم خود را با آنان همگام نمايم . منازل ويران شده : زيرا در ويرانه‌ها شادى وجود ندارد و وجودشان به افرادى وابسته است كه در آن مىزيند .

2 - شترانشان :

آرزوها و شوقها . سراب : دلايلى كه مىجويند زيرا دلايل و شواهد به وجود حق وابسته است كه در آنان ظهور پيدا مىكنند . بيابان : مقام تجريد .

3 - آن را بزرگ و مهم مىنمايد :

آنان مهم و بزرگ مىنمايند زيرا بر عظمت و اهميت آنچه را كه جوياى آنند ، گواهى مىدهند . در اين مفهوم گفته مىشود كسى كه وجود نداشته مىتواند ، رخت بربندد و آنكه عدم در او راه ندارد چون خدا ، براى هميشه خواهد بود و خداوند فرمود : « چون سرابى است در زمين هموارى و اين مقام فروتنى و افتادگى است . » سوره 24 آيه 39 به اين معنى اشاره مىكند : « حتى چون آمد آن را نيافتش چيزى و يافت خدا را نزدش همان گونه كه علل ثانوى از او بوجود آمده‌اند » بنابراين نويسنده مىگويد كه سراب بزرگ مىنمايد بدين معنى برترى انسان بر همه موجودات ديگر گواه قويترى است از سوى خدا ازآن‌رو كه وى كاملترين پديدهء آفرينش است آن‌گونه
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 135 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى