( 255 ) - واشجرد : از روستاهاى ما وراء النهر ، و همچنين شهرى در سمت ترمذ و ترمان از آن كوچكتر است .
( 256 ) - كابل : بين هند و سجستان و داراى نعمتهاى فراوانى باشد و زبان و لب همچون تركان است ؛ شهرى بزرگ است و از مرزهاى طخارستان به شمار مىآيد .
( 257 ) - خشك : نام شهرى از نواحى كابل نزديك طخارستان ، و الله اعلم .
( 258 ) - بتم : نام دژى در سرزمين فرغانه است ، و گفته مىشود بتم دژى دست نايافتنى است و در آن معادن طلا و نقره و زاج و نوشادر باشد كه از آنجا به ديگر مناطق صادر مىشود .
( 259 ) - سغد : ناحيهاى پر آب و حاصلخيز و خوش آب و هوا و سبزار و گلزار ، بگونهاى كه نور خورشيد به دليل كثرت درختان به زمين نمىرسد ؛ و داراى روستاهاى فراوان است و بين بخارا و سمرقند واقع باشد .
( 260 ) - سرمنرأى : گويند نام قديمش ساميرا و منسوب به سامير بن نوح است كه پدر آن را به اقطاع او داده بود ، چون معتصم آن را از نو ساخت ، سرمنرأى نامگذارى نمود .
( 261 ) - مشكويه : از نواحى رى ، شهركى است كه فاصلهاش تا رى دو مرحله است و بر راه ساوه قرار دارد .
( 262 ) - اهواز : نام كورهاى است اما منطقهاى كه بر آن اين نام بيشتر اطلاق مىشود سوق است .
( 263 ) - فارس : ولايتى وسيع و اقليمى فراخ ، كه اول مرزش ، عراق أرجان و از سمت كرمان ، سيرجان و از سمت ساحل درياى هند ، سيراف و از سمت هند ، مكران است .
( 264 ) - شهرزور : كورهاى وسيع واقع در كوهستانهاى بين اربل و همدان ؛ زور پسر ضحاك آن را ساخت ، و مردم اين ناحيه همگى از كردها باشند .
( 265 ) - صامغان : كورهاى از كورههاى جبل در مرزهاى طبرستان و نامش به فارسى بميان است .
( 266 ) - سروان : اديبى گويد : شهرى در جبل ؛ ديگرى گويد : سروان كورهاى در جبل كه همان سوره ماسبذان است .
( 267 ) - صميره : شهرى در ديار جبل و ديار خوزستان و شهرى در مهرجانقذق باشد .
( 268 ) - مهرجانقذق : كورهاى نيكو و وسيع و داراى شهرها و روستاهاست ؛ در نزديكى صيمره از نواحى جبال در سمت راست به سوى حلوان عراق و در جانب همدان از آن كوهها واقع است .
( 269 ) - ارجان : استخرى گويد ، ارجان شهرى بزرگ و داراى خيرات فراوان ، نخل و زيتون و ميوههاى گوناگون است و فاصلهاش تا دريا يك مرحله و تا شيراز شصت فرسخ و فاصلهاش تا سوقالاهواز شصت فرسخ باشد .
( 270 ) - نوبندجان : شهرى از سرزمين فارس از كوره سابور نزديك شعب بوان ، و
المسالك و الممالك ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه
ص٦٣