شماره صفحه
ترجمه اشعار متن كتاب " مسالك و ممالك "
19 به او ( حجاج ) از ويرانى سواد " عراق " شكايت برديم ، از روى نادانى گوشت گاو را بر ما تحريم نمود .
21 در دوران و عصرمان ، سرزمينها را همچون تكهتكه نمودن گوشت بر تخته چوب قصابى ، تقسيم نموديم .
شام و روم تا غروبگاه خورشيد را در اختيار " سلم " قرار داديم .
تركستان و سرزمين چين و آنچه دربرمىگيرد را در اختيار " طوج " و پسر عم او قرار داديم .
سرزمين فارس را به زور و قدرت در اختيار " ايران " قرار داده ، و نعمتها را بدست آورديم .
23 روز ( فتح ) " هرات " منادى ندا سر داد كه دستهاى چپ و راست از تنها جدا شد .
روز ( فتح ) " جلولاء " روز رستم باشد ، روزى كه پادشاه پيشتاز پيشروى كرد .
25 باشد كه " رى " و سرزمينهاى وابسته به آن آباد شود ، و باران رحمت بر آن بارش نمايد .
26 در " مرو " سر ابو السرايا را به گردش درآوردند ، تا عبرتى براى رهگذران باقى بماند .
30 اگر ابرهاى بارانى ، بارش كنند قتلگاه جوانان در " جوزجان " را آبيارى خواهد كرد .
34 " كابل " و " زابلستان " و اطراف آن تا " مرجحين " را رها نكرد .
پس از قتل جسد بدون سر بر زمين رهانده بود ، سرش در مصر و جسد در " رخج " بود .
36 - " انبار " شهرى كه آباد شد ، اما از نفاق و دورويى شهرهاى بسيارى ويران گرديد .
" حمص " و " قنسرين " و " موقر " و " واسط " جز " قرقر " باقى نماند .
خداوند پاداش نيكوى مرا داد كه بر او در " ارجان " مسلط شدم .
34 در " قندهار " چه كسى مرگش مسجل مىشود ، در " قندهار " بىخبر از او سنگباران شود .
45 سرزمين " مدائن " تو زينت بخش خانهها باشى .
69 آيا در " هيت " امشب را به سر بريم نگو نه كه پيش از آن شبى را در انبار صبح كرديم .