ديگرى گويد :
فسار فى ليلة من بين كاظمة * الى النواصف من ثهلان فألبين
بعد تا منزل و پس از آن تا منزل و باز تا منزلى ديگر ، پس از آن تا قرعاء و طخقه ، سپس تا صمان ، نابغه الجعدى گويد :
ايا دار سلمى بالحروريه اسلمى * الى جانب الصمان فالمتثلم
سپس سه منزلگاه ديگر در راه است تا جب التراب و بعد از آن دو منزلگاه ديگر در پيش روست ، سپس تا سليمة ، از آنجا تا نباك و بعد تا يمامه .
بخشهاى يمامه
حجر و جو كه همان خضرمه است و فاصلهاش از حجر يك شبانه و روز است و عرض صحرائى است كه يمامه را از بالا تا پائين ( از شمال تا جنوب ) به دو نيمه مىكند و در آن قريههائى است و منفوحه و وبرة و قرفه و غبراء و مهشمه و عامريه و بيسان و برقه و ضاحك و توضح و مقراة ، امرؤ القيس گويد :
فتوضح فالمقراة لم يعف رسمها * لما نسجتها من جنوب و شمال
و مجازة ، شاعر گويد :
مقيم بالمجازة من قنونا * و أهلك بالاجيفر غالثماد
و صحراى قران .
قراء بحرين
عبارتند از ؛ خط و قطيف 700 و آره و هجر و خروق و بينونه ، نابغة الجعدى گويد :
عليهن من وحش لبتوته * نعاج مطافيل فى ربرب
و مشقر و زاره و جواثا . شاعر گويد :
ما ضر أشناس لا يكون له * يوم جواثا و يوم ذى قار
و سابون و دارين و غابه و شنون .