عليه بين برادرش عيص فرق شديدى مىگذاشت ، خداوند وحى كرد كه از او مترس كه من تو را حفظ مىكنم ، همانگونه كه پدرانت را حفظ نمودم .
يعقوب يكدهم گلهاش را جهت دامپرورى و رهايى از خطر به عيص بخشيد . گله يعقوب عليه السلام داراى پنج هزار و پانصد گوسفند بود كه يكدهم آن پانصد و پنجاه رأس مىشد ، خداوند بر وى وحى كرد كه به گفته من اطمينان مكن كه يكدهم گلهات را به عيص و به فرزندان عيص دادى و بر فرزندانت پانصد و پنجاه سال حكومت نمايند ؛ و بدين گونه از روز تخريب بيت المقدس توسط روميان و بنى اسرائيل زير سلطه بودند تا فتح بيت المقدس توسط عمر بن الخطاب رحمة الله عليه كه روميان از آنجا تبعيد شدند .
خبر مغرب زمين پايان يافت .
پاورقيها :
( 350 ) - هيت : شهرى در كناره فرات از نواحى بغداد ، بالاتر از انبار و داراى نخل فراوان و خيرات زياد .
( 351 ) - ناووسية : از روستاهاى هيت ، در فتوح با ألوس ياد شده است .
( 352 ) - آلوسه : ( بروايت ياقوت ألوس ) نام مردى كه شهرى بر ساحل فرات به نام اوست .
( 353 ) - رقه : شهر مشهورى بر فرات و فاصلهاش تا حران سه روز راه است و از شهرهاى جزيره به شمار آيد .
( 354 ) - حران : شهرى بزرگ و مشهور در جزيرهء اقور و قصبه ديار مضر باشد و فاصلهاش تا رها يك روز و تا بارقه دو روز و بر راه موصل و شام و روم واقع است .
( 355 ) - رها : شهرى در جزيره ميان موصل و شام و فاصلهاش شش فرسخ ؛ به بنا كنندهاش رهاء بن بلندى بن مالك منسوب باشد .
( 356 ) - سروج : شهركى در نزديكى حران از ديار مضر .
( 357 ) - رأس كيفا : از ديار مضر در جزيره ، نزديك حران .
( 358 ) - تل موزن : شهرى قديمى ميان رأس عين و سروج و فاصلهاش تا رأس عين حدود ده مايل است .
( 359 ) - روابى : ( به روايت ياقوت روابى بنى تميم ) : از نواحى رقه .