تقسيمبندى كتاب « اصابه » به سه بخش ، و اختصاص بخش اول آن به اصحابى كه سمت فرماندهى داشتهاند ، همان خبر ابن ابى شيبه بوده است .
4 - اما نسب اين صحابى سيف آفريده كه ابن حجر او را در كتاب « اصابه » ( تيمى ، و از بنى تيم مرّهء رُباب ) معرفى كرده و ما گفتيم كه اين نسب به نظر اشتباه مىآيد ، و درست آن ( تيم رُباب ) است و مرّه ندارد .
( رُباب ) هم به تعدادى از قبايل ( بنى منات ) گفته مىشود كه با قبيلهء ( ضَيَّه ) عليه عمو زادگان خودشان يعنى ( بنى سعد منات ) پيمان بسته بودند ، و بهنگام عقد اين پيمان دست خود را به عنوان يك پارچگى در ظرفى از ( رب ) فرو بردند ، و بدين مناسبت فرزندان « تيم بن عبد منات » به « تيم رباب » شهرت يافتهاند .
اما اينكه در « تاريخ طبرى » نسبت مالك بن ربيعه « بنى تيم رباب وائلى » آمده ، ندانستيم كه منظور سيف از اين « وائلى » چه بوده است !
اگر هدف از وائلى ، نسبتى باشد به « وائل بن قيس » ، نوادهء « عوف بن عبد منات اد » ، كه آنها با « تيم رباب » خويشاوند بوده ، پسر عموى يكديگرند .
و چنانچه هدف سيف از وائلى نسبتى باشد به « وائل بن مالك ، نواده جذام از قبايل سباء » ، كه اين قبيله با « تيم رباب » كه از قبايل عدنان مىباشند ، جمع نمىشوند ، و از نظر نسب بسيار با هم اختلاف و فاصله دارند .
نمىدانيم ، آيا سيف واقف به اين مسأله و وجود اختلاف بين دو نسب بوده ، و همچنانكه شيوهء اوست دانسته و عمدا نوشته ( از بنى تيم رباب وائلى ) و منظورش ايجاد سردرگمى مطلب ، و سرگردانى دانشمندان از دسترسى به حقايق ، و اختلال در امر تحقيق بوده است ؟
و يا اين كه نه ، خوش باورانه بنشينيم و بپذيريم كه او قصد سوئى نداشته و اشتباه كرده است ؛ كه اين برداشت با دانش وسيعى كه سيف به انساب عرب داشته - و اين از نوشتههاى او پيداست - بسيار بعيد به نظر مىرسد .
راه سومى نيز به نظر مىآيد ، و آن اين است كه اطلاعات سيف در انساب عرب بيشتر از نسبشناسان ديگر كه داراى تأليفاتى هم در اين زمينه مىباشند بوده ، و او تيرههائى را در عرب مىشناخته كه ديگران نشناختهاند و مالك بن ربيعهء خود را به چنان تيرههائى نسبت داده است ! !
و بالاخره بعيد نيست كه ابن حجر به همين اشكال در موضوع نسب مالك بن
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٧