تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
سال هفدهم از هجرت از قول سيف در كتاب خود آورده كه در آن مىگويد : عمر بن خطاب در اين سال ضمن آمادگى و روياروئى جنگى با ايرانيان ، پرچم‌هاى مختلفى را به نام اشخاص سرشناس و رزمندگان نامى بسته ، آن‌ها را به وسيلهء « ابن ام عزال » براىشان فرستاده است . و ضمن رويدادهاى سال بيست و يكم از هجرت ، زير عنوان ( فرار يزدگرد به خراسان ) از قول سيف مىنويسد : احنف بن قيس چون در تعقيب يردگرد سوّم آخرين پادشاه ساسانى به ( مروان‌شاه جهان ) « 1 » وارد شد از كوفه سپاهيانى به سرپرستى چهار تن از افسران نامى عرب ، كه يكى از ايشان « ابن ام غزال همدانى » بوده است ، به يارى و كمك او از راه رسيد .

اسناد سيف در افسانهء غزال

به موجب نقل طبرى ، سيف اسامى زير را به عنوان راوى معرفى كرده است : 1 - محمد ، يا محمد بن عبدالله بن سواد نويره . 2 - مهلب ، يا مهلب بن عقبهء اسدى . كه پيش از اين گفته‌ايم كه اين دو راوى از جمله راويان ساختگى و خيالى سيف بوده وجود خارجى نداشته‌اند .

نتيجهء بحث و بررسى

از بحث و بررسى پيرامون اخبار و روايات سيف دربارهء غزال همدانى چنين نتيجه مىشود كه ابن حجر به روايات سيف بن عمر اعتماد نموده ، و اين‌كه گفته است غزال شعرى سروده و در آن اسود عنسى را هجو و كشندهء او را مدح گفته است چنين برداشت كرده كه بايد غزال همدانىِ سيف ، جنگ‌هاى ارتداد زمان ابوبكر را
هامش
( 1 ) . مروان شاه جهان ، همان ( مرو ) بزرگ ، و يكى از شهرهاى معروف خراسان مىباشد . « معجم البلدان » حموى
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 274 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا