اما داستان شريك
خبرى را كه ابن حجر دربارهء شريك آورده ، با توجه به اشارهء او نه در جاى ديگرى از كتابش ديده مىشود ، و نه در كتابى ديگر . و آنچه را كه اين دانشمند در شرح حال ( خارجة بن حصن ) مىنويسد از اين قرار است كه چون خالد بن وليد از جنگ ( بنى اسد ) فراغت يافت ، خارجه به همراهى گروهى ديگر به نمايندگى به خدمت ابوبكر رسيده است . در اين خبر نامى از شريك برده نشده است !
همچنين طبرى نيز خبر سيف را دربارهء شريك نياورده ، و تنها ابن حجر است كه با اعتماد به روايت سيف شريك فزارى او را در قسمت سوم كتاب خود به عنوان صحابى رسول خدا ( ص ) معرفى كرده است .
اين را هم بگوئيم كه اين دانشمند در قسمت اول كتاب خويش براى ( شريك ) ديگرى تحت عنوان « شريكِ غير منسوب » جائى باز كرده و پيرامون او به بحث پرداخته است .
به اين ترتيب علّامه ابن حجر در « اصابهء » خود براى دو صحابى به نام ( شريك ) و همنام با يكديگر شرح حال نوشته ، كه يكى از آنها مخلوق خيال سيف بوده وجود خارجى نداشته است ! !
* * *