بر سر راه مرتدها در كمين نشسته هرگونه فعاليت را از ايشان سلب نمودند .
چنين داستانى از كجا سرچشمه گرفته است ؟
ما پيش از اين گفتهايم كه اين داستان را سيف ازابتدا تا انتها خود ساخته ، و آن را از زبان راويانى چون ( سهل بن يوسف سهل ) كه پدر و پسر هر دو از راويان ساختگى او هستند آورده است . و بارها نيز خيالى بودن آنان را متذكر شدهايم .
اما ، دانشمندان زير در نقل افسانهء ( خصفه ) دخالت مستقيم داشتهاند :
اما ، دانشمندان زير در نقل افسانهء ( خصفه ) دخالت مستقيم داشتهاند :
1 - طبرى كه آن را مستقيما از سيف گرفته و در تاريخش آورده است .
2 - ابن اثير ، كه آن را از طبرى گرفته است .
3 - ابن حجر ، كه با اعتماد به روايت سيف ، و همان يك جملهء كوتاهخ او كه نام خصفه در آن آمده است او را در رديف دستهء اول اصحاب كتابش قرار داده ، شرح حالش را زير حرف ( خ ) آورده و ضابطهء مشهور خود را نيز در پايان آن قيد كرده است !
يك صحابى ساختگى ديگر !
ابن حجر پيش از آنكه به شرح حال ( خصفهء تيمى ) بپردازد ، به روايتى ديگر ، و از يك راوى مجهول الهويّهاى استناد كرده شخصيت ديگرى را به نام ( خصفه ، يا ابن خصفه ، و يا خُصَيفَه ) به عنوان صحابى رسول خدا ( ص ) معرفى كرده است !
ابن اثير نيز چنين كرده و با اعتماد به همان راوى مجهول ، چنان نامهائى را در زمرهء اصحاب رسول خدا ( ص ) آورده است !
اين دو دانشمند يك بار به روايت يك راوى مجهول الهويه اعتماد كرده صحابئى را زير نام ( خصفه ، يا ابن خصفه ، و يا خصيفه ) معرفى كردهاند ؛ و بار ديگر به روايت سيف دروغگوى متهم به زندقه استناد نموده ( خصفهء تيمى ) را صحابى شناخته برايش شرح حال نوشتهاند !
آرى ، اينچنين است كه شمار صحابيان در مكتب پيروان خلفا فزونى يافته است ! !
* * *