به اين ترتيب كه پس از پيشآمدى كه بين زياد و اهالى ( نجبير ) گذشته بود ، حكومت ( صنعاء ) را بر عهدهء مهاجر نهاد ، و زياد را بر ساحل و بنادر گماشت .
پس از درگذشت رسول خدا ( ص ) ، ابوبكر حكومت « عَتّاب بن اسيد » را بر ( مكه ) ، و « عثمان بن ابى العاص » را بر ( طائف ) تأييد كرد . عتاب ، و ابوبكر هر دو در يك روز چشم از جهان پوشيدهاند .
سپس ابن خيّاط مىنويسد :
پيش از اين ، ما در مورد شام ، و داستان « خالد » در ( عراق ) ، اسامى فرمانداران ، و فرماندهان منصوب از جانب خليفه ابوبكر را در جنگها ، و عقدِ پيمانهاى نظامى آوردهايم .
ابوبكر در سال دوازدهم از هجرت حج بگزارد ، و « قُتادَة بن نُعمان ظَفَرى » انصارى را به جانشينى خود برگزيد ، و نيز مىگويند ، و نيز مىگويند كه جانشين او « ابنِ امِّ مَكتُوم » بوده است .
خليفة بن خيّاط ، در فصلى پيش از اين آورده است :
آنگاه كه ابوبكر به جانب ( ذى القِصّه ) و براى جنگ مرتدها بيرون مىشد ، « سِنان ضَمرى » را به جانشينى خود در ( مدينه ) برگزيد ، و نيز گفتهاند كه « اسامة بن زَيد » را به پاسدارى از گذرگاههاى مدينه برگماشته است .
نتيجهء بحث و بررسى
ديديم كه خليفة بن خيّاط ، اسامى تمام كارگزاران و عمال دوران حكومت خليفهء اول ابوبكر را يكايك آورده ، محل خدمت ، و تاريخ اشتغال به كار ايشان را در سمتى كه داشتهاند مشخص كرده و مدتى را هم كه هركدام در آن سمت انجام وظيفه كردهاند معلوم نموده است ، ولى در ميان آنها نامى از « عبيدة بن سعد » ديده نمىشود !
اما سيف داستان اين چهرهء خيالى را طى دو روايت كه خود ساخته است ، در كتاب فتوحش آورده ، و طبرى آنها را به عنوان سندى قاطع پذيرفته و در تاريخ