پيش از آن به وقوع پيوسته است !
اين نحوه گزارش حوادث و رويدادهاى تاريخى ، دست مورخ را در دروغپردازيها و روايات ساختگى او رو مىكند ، و ويرا در تيررس حملات منطقى علمى بدور از هرگونه غرض و تعصبى قرار مىدهد .
اينجاست كه استاد عسكرى اين امكان را به دست مىآورد تا پس از پيگيريهاى لازم ، در منابع و مصادرى كه با موضوع مورد بحث او بستگى دارد ، آخرين ضربهء سنگين و قاطع خود را بر اين تاريخ نگار خطرناك فرود آورد ، و با استادى و مهارتى هر چه تمامتر و شگفتانگيز اخبار ساختگى سيف را از ديگر منابع خبرى جدا كرده ، و بدان وسيله مصادر تاريخى اسلامى را از ساختههاى اين مورّخ دروغپرداز آزاد نمايد .
در اينجا ممكن است كسى بپرسد : چطور شده است كه اين قبيل كارهاى سيف بر تاريخنويسان پيشين پوشيده مانده است ؟
در پاسخ مىگوئيم : چنين نبوده كه كارهاى او از ايشان پنهان باشد ؛ چه ، طبرى كه بيش از ديگر تاريخنويسان بر كتاب سيف از خود اعتماد نشان داده است ، به تمام وجود رواياتش را باور نداشته گه گاه با روايتهاى ديگران چون « واقدى » ، و يا با اسناد مربوط به خود به معارضه با روايتهاى سيف برخاسته است . ديگر تاريخ نويسان ، و نويسندگان سيره نيز خبر و روايتى را از سيف بن عمر نقل نكردهاند مانند :
بلاذرى كه بطور اطلاق بزرگترين تاريخنويس فتوحات اسلامى است ، و همچنين يعقوبى ، و مسعودى و ديگران ، اخبار سيف را به چيزى نگرفته آنها را در كتابهاى خود نياوردهاند .
راوىشناسان و پيشكسوتان علم درايه نيز سيف را از نظر دور نداشته ، برخى از آنها آشكارا او را كوبيده به دروغگوئى و حديث سازيش متهم كردهاند .
البته بدون تمامى اينها ، با آنهمه پشتوانهء تاريخى و احترامى كه دارند ، بسامان رسانيدن چنين مهمى كه آقاى مرتضى عسكرى در پيش گرفته است امكان نداشت .
در پايان اين مقاله بايد بگويم كه مؤلف ، اصطلاح ( اسطوره / افسانه ) را در سرتاسر كتابش بسيار به كار برده ، و چنين نامى را بر اخبار و روايتهاى بىاساس و مردود سيف نهاده ؛ در صورتى كه به نظر من به كار بردن چنين اصطلاحى در اين مورد بخصوص مستلزم دقت فراوانى است . زيرا افسانه اسمى است كه در مباحث علمى
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٧