اما حقيقت مطلب
بَلاذُرى در كتاب « فتوح البلدان » ، و ذهبى در « تاريخ اسلام » ، و ابن كثير در « تاريخ » خود آوردهاند كه در جنگ يمامه ، پرچم مهاجران در دست « سالم » آزاد كردهء ابو حذيفه بوده است . و ديگر ذكرى از نام ديگرى به ميان نياوردهاند . و هيچ مصدر ديگرى كه سخن از سيف نگرفته باشد ، از عبد الله حفص ، و شركتش در جنگ يمامه چيزى نگفته است .
اما ابن حجر ، با مراجعه به « تاريخ طبرى » و كتاب فتوح سيف ، وجود « عَبدُ الله حَفص » را باور داشته و او را صحابى پنداشته و شرح حالش را در بخش اول كتاب « اصابهء » خود آورده است .
و به ناچار كه دليل علّامه ابن حجر از چنين برداشتى اين بوده كه آن دو بزرگوار يعنى ( طبرى و سيف ) هر دو گفتهاند كه « عبد الله حفص » پرچم ( مهاجران ) را روز جنگ ( يمامه ) به دوش مىكشيده است .
و چون « عبد الله » و ديگر مهاجران « قرشى » بودهاند ، چنين باور داشته كه قرشيان را رسم بر اين بوده كه در جنگها پرچم خود را جز به دست مردى قرشى ، به دست كسى ديگر نمىدادهاند ! !
ابن حجر در پايان شرح حال عبد الله حفص رمز ( ز ) مىگذارد تا گفته باشد كه شرح حال اين صحابى را او بر ديگر نويسندگان شرح حال اصحاب اضافه دارد !
سند سيف در افسانهء عبد الله حفص
سيف در سند نام « مُبَشِّرِ بنِ فَضيل » را برده ، و طبرى پانزده حديث سيف را از زبان اين راوى در تاريخ خود نقل كرده است .
ابن حجر در كتاب ديگر خود به نام « لِسانُ الميزان » كه به معرفى راويان اختصاص دارد مىنوسيد :
مبشر بن فضيل از جمله مشايخ سيف بن عمر و سند روايات او مىباشد كه