خود اعزام داشته ، و ايشان را به جنگ با مرتدهاى منطقه برانگيخته است . كه بر اثر همين يك داستان ساختگى و دروغ سيف ، دانشمندان نقشآفرينان او را در رديف ديگر اصحاب واقعى پيغمبر خدا به صف مىنشانند و براى هر يك از آنها به شرح زير شرح حال مىنويسند :
1 - صلصل بن شرحبيل .
2 - عمرو بن محجوب عامرى .
3 - عمرو بن خفاجى عامرى .
4 - عمرو بن خفاجى عامرى .
و اما صفوان بن صفوان
ما شك داريم از اينكه اين صفوان بن صفوان از جمله صحابيان سيف آفريده باشد . اما اگر چنين شخصيتى سيف آفريده نباشد ، بىشك صحابى بودنش زادهء و هم و خيالات سيف بن عمر است .
علاوه بر آنچه گذشت ، سيف در روايات ساختگى خود سخن از ارتداد و پشت پا زدن مردم از اسلام در زمان حضرت رسول خدا گفته است ، او برا سر هم كردن چنين مطالب دروغ و بىاساسى حربه به دست مخالفين اسلام داده تا ادعا كنند كه اسلام در دلها ننشسته و در اعماق وجود مردم قبايل آن زمان نفوذى نداشته ، و ديرى نپائيده كه در حيات رسول خدا به مخالفت با اسلام برخاسته و عليه آن شمشير كشيدهاند ! .
و باز همين احاديث سيف و دروغپردازىهاى او و صحنهآرئىهايش ، زمينهء فكرى خواننده را آماده مىسازد كه موضوع ارتداد و جنگهاى آن را در زمان خلافت ابوبكر با همان دورغهائى كه سيف سر هم كرده است باور دارد ، و بپذيرد كه اسلام بار ديگر و در زمان ابوبكر در جزيرة العرب بضرب شمشير و خونريزىهاى بىامان پاى گرفته است . كه ما اين موضوع را در كتاب « عبدالله بن سبا » كاملًا بررسى و مورد بحث قرار دادهايم .
و سرانجام مىبينيم كه همين دروغها و افتراآت به ساحت مقدس اسلام و پيامبرش دانسته و ندانسته در مصادر معتبر پيروان مكتب خلفا به شرح زير راه يافته است تا چه چيزى را ثابت كنند ؟ ما كه نمىدانيم . توجه كنيد ؛
1 - امام المورخين ابن جرير طبرى ، در تاريخش .