عبدالله يا مهاجر را نامزد كرد . اما مهاجر بيمار شد و نتوانست كه به محل مأموريتش عزيمت نمايد ، ولى پس از بهبودى ، و درگذشت رسول خدا ، ابوبكر او را به محل مأموريتش اعزام داشت . اما عكاشه و ديگران به محل مأموريتشان عزيمت نمودند .
بر حضرموت نيز زياد بن لبيد مأمور گرديد ، و هم او در غياب مهاجر امور مربوط به او را انجام مىداد .
اينان عمال و كارگزاران آن حضرت در يمن ، و حضرموت بودند . تا اينكه رسول خدا رحلت فرمود .
طبرى در روايت ديگرى از قول عبيد بن صخر ، كه بنا به افسانهء سيف او هم سمت كارگزارى رسول خدا را در يمن برعهده داشته است ، مىنويسد :
در همان حال كه ما ، مردم آن سامان - محل مأموريتمان - را به نحوى شايسته اداره مىكرديم ، نامهاى از اسود ، مدعى پيامبر به دست ما رسيد كه نوشته بود : اى آنان كه ناخوانده سربار ما شده ، به ملك ما وارد شدهايد ، هر چه را كه از سرزمين ما به دست آوردهايد همه را براى ما يك جا گردآورده حاضر كنيد كه ما به تصرف آن از شما سزاوارتريم . . . [ تا آنجا كه مىگويد : ] به ما خبر رسيد كه اسود بر صنعاء دست يافته و تمام فرمانداران منتخب پيغمبر از او گريخته ، و ديگر امراء و فرمانداران به طاهر ابوهاله روى آورده پناه بردهاند .
طبرى در موضوع ارتداد اهالى حضرموت ، ضمن حوادث سال يازدهم از هجرت مىنويسد :
در زمان رحلت رسول خدا ، عمال و كارگزاران آن حضرت بر حضرموت و ديگر
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٦