نامه دوم
بسمه تعالى ، و له الحمد ، وصلاة و سلامه على سيدنا محمد و على آله و من اتبع هداه
برادر ايمانى و دوست دينيم ، آقاى سيد مرتضى عسكرى محترم السلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
نمىدانم كدام كلمه و جمله را در سپاس و ستايش از شما بنويسم تا جواب گوى آن همه سعى و كوشش شما در بيرون كشيدن حقايق از تيرگىهاى جهل و ارائه آنها به شيفتگان و پژوهندگان حق و حقيقت باشد . و از مجاهدات و كوششهايى كه در كشفياتتان براى نسل حاضر و آيندگان او امورى كه قرنها و قرنها جزء حقايق مسلم و غير قابل انكار به حساب مىآمدند به كار بردهايد قدر دانى كند .
پيشينيان دانشمند ما ، سيف را چنين تعريف مىكردند :
سيف نزد همگان فاقد اعتبار است و سخنانش را ارجى نيست .
و ابن حبان مىگويد :
سيف به زندقه متهم است .
و نيز مىگويد :
سخنانش دروغ است .
با اين همه هيچ كدام آنها از اين حد تجاوز نكرده به آن جا نرسيدند كه پرده از رخسارهء دروغهايش برگيرند و افسانه بودن داستانهايش را به مردم اعلام دارند و آفردههاى خيالات و اوهام او را معرفى نمايند . تا اين كه تو برادر محقق و ماهر آمدى و عملًا به نسل حاضر و آيندگان خود اين ضرب المثل پر مغز را ثابت كردى كه « كم ترك الاول للآخر / چه مايه كارها كه پيشينيان بر عهدهء آيندگان خود نهادهاند » و سخن ابو العلاء معرى در حق او راست آمد ، آن جا كه مىگويد : « و انى لآت بمالم تستطعه الوائل / كارى مىكنم كه