تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و انساب سمعانى متوفى 562 هجرى و اللباب ابن اثير متوفى 630 هجرى .

نتيجهء تحقيق

ما در همهء اين كتاب ها سخت به جست و جو پرداختيم ، و به اين ها نيز بسنده نكرديم و به ده ها مصدر ديگرى كه با موضوع مورد بحث ما ارتباط داشت مراجعه كرديم ، از قبيل : كتاب هاى حديث ، مانند دوره مسند احمد ، و دوره هاى كتب صحاح شش گانه حتى كتاب هاى ادبى چون عقد الفريد ابن عبد البر متوفى 328 هجرى و اغانى نوشته اصفهانى متوفى 356 هجرى ، و ده ها كتاب ديگر تا شايد نام يك تن از آن همه راويان كه سيف بن عمر صدها حديث از زبان آنها بازگو كرده است بيابيم ، ولى اين اسامى را جز نزد سيف در هيچ كجا نديديم ! روى اين اصل آنان را نيز جزء آفريده هاى سيف از گروه راويان به حساب آورديم ، و به خواست خدا آن جا كه از راويان مخلوق ذهن سيف سخن خواهيم گفت به شرح حال آنان از زبان سيف خواهيم پرداخت . در ضمن به جز آنها كه نام برديم ، سيف در احاديث قعقاع ، اسامى منفردى را به عنوان راوى معرفى مىكند مانند : خالد كه در سه حديث ، و عباده كه در دو حديث و عطيه و مغيره و ديگر لقب ها و اسامى مجهول كه امكان نيست آنها را شناسايى كرد ، با اين حال چگونه ممكن است ، ( مردى از بنى كنانه ) ، و ( مردى از بنى ضبه ) ، و ( مردى از بنى اسد ) و مردى از بنى سعد ، مردى از بنى حارث ، مردى از طى ، و پير مردى از بنى ضبه ، و يا مردى و ( از كسى كه خود از بكر بن وائل شنيده ) ، ( از كسانى كه ، از خويشانشان شنيده بودند ) ، ( فرزند محراق از پدرش ) ، و امثال اين ها كه سيف از آنها روايت كرده است ، شناخت ؟ ! نزديك به يقين مىتوان گفت كه سيف در مقام معرفى چنين راويانى سخن به جد نگفته بلكه با مردم سر شوخى داشته و خود مسلمانان را به مسخره گرفته است . با توجه به آن چه گذشت ، وقتى كه حال راويان احاديث سيف چنين باشد ، اصل احاديث و سخنان سيف را تا چه پايه اعتبار تواند بود ؟ !