Skip to main content

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — Page 114

Contributors:

P.114
ويا صورتي ممكن بود كه در آن بالفعل موجود نباشد كه در اين حال بآن امر موجود بالفعل بر حسب امكان حصول آن صفت براي آن گفته مىشود كه بالقوة چنين است وهنگامى كه آن صفت أو را حاصل شد ، گفته مىشود به فعليّت درآمد وبالفعل شد مانند آب كه موجود بالفعل است في ذاته ، وممكن است كه متصف به حرارت گردد ووجود آن را بپذيرد كه در صورت اوّل گفته مىشود كه آب بالقوّه حارّ است ، پس از اينكه حرارت در أو موجود شد گفته مىشود بالفعل حارّ است . 3 - مرحلهء سوم اينكه چيزى موجود بالفعل وكامل الذات وتام الصفات باشد وممكن باشد كه از آن چيزى ديگر پديد آيد كه موجود در آن نباشد وبلكه جداى از آن بود « 1 » . پس قبل از صدور وحدوث آن امر گفته مىشود كه بالقوة فاعل امرى ديگر است وهنگامى كه آن امر از أو حادث شد ، فاعل بالفعل مىشود واين قسم « 2 » را شأني بسيار عظيم بود وسخن در آن بدرازا انجامد واختلاف در آن بسيار بود وبسيارى از أمهات مسائل فلسفي بر آن بنا نهاده مىشود مانند حدوث وقدم عالم و . . پس نخست شايسته است كه در دو قسم أول ودوم سخن گفته ، سپس قسم سوم را آنطور كه لايق آنست روشن نمائيم وتكميل وتماميّت آن را بخواست خدا در مقدمات بعد بيان خواهيم كرد . پس گوئيم : هر آنچه را كه بروش وسياق أول ودوم از قوت بفعل آيد « 3 » ، بايد فاعلى بود كه آن را از قوت خارج كرده به فعل آرد زيرا حدوث آن چيز هم لذاته وهم براي محلش ممكن بود « 4 » . پس نسبت وجود وعدم بدان مساوى خواهد بود وبنابراين محتاج
Footnote
( 1 ) - شئ كه از أو حاصل مىشود در أو نيست وبلكه معلول خارج ذات است . ( 2 ) - قسم سوم . ( 3 ) - روش أول ودوم كه بيان شد . مرحلهء أول ومرحلهء دوم . ( 4 ) - نه واجب ، وهر ممكنى را فاعلى كه مرجح وجود اوست لازم است وبالآخرة امر بالقوة را فاعلى لازم است كه آن را از قوت بفعل آرد .