فراموش كردى يا نماز را قصر خواندى ؟ گفت : نه فراموش كردم و نه قصر به جا آوردم . گفت : چرا ، فراموش كردى . گفت : ذواليدين راست گفت . پس ايستاد و دو ركعت باقى مانده را خواند و سلام گفت .
جا دارد كه عاقل خردمند بينديشد كه آيا جايز است اين عمل را به رسول خدا ( ص ) نسبت دهد ؟ ! چگونه جايز است كه بگويد : فراموش نكردم ، اين سهو در سهو است . چه كسى مىداند كه ابو بكر و عمر ، آنچه را كه پيامبر ( ص ) فراموش كرد ، به ياد داشتند ، با اينكه آن دو ، به ياد پيامبر ( ص ) نياوردند ؟ !
فضل مىگويد :
پيش از اين جواز لهو و نسيان پيامبران گذشت ؛ زيرا آنان نيز بشرند خصوصا كه اگر سهو به منظور تشريع باشد . زيرا تشريع در كارهاى عملى از اقوال مؤكدتر و مثبتتر است . روايتى كه در آن جنابت آمده ، از باب نسيان است و تشريع عمل بعد از نسيان آنگاه كه به ياد آورد از اين جهت است كه بخارى عنوان بابى را كه اين حديث را در آن آورده : « باب من تذكرانه جنب رجع فاغتسل » گذاشته است . از اين عمل ، نقص لازم نمىآيد . آنچه هم كه از سهو پيامبر ( ص ) در نماز بيان شده ، سهوى است كه متضمن تشريع مىباشد . زيرا با آن نسيان ، جواز وقوع فعل مربوط به نماز ، در اثناى نماز را تشريع كرده است . كلام قليل هم همينطور است . شگفت از او كه گفته : چگونه جايز است كه ابو بكر و عمر چيزى را كه پيامبر ( ص ) فراموش كرد ، به ياد داشتند . جاى شگفتى ندارد .
زيرا بسيار مىشود كه امام جماعت دچار سهوى شود ولى نمازگزاران دچار سهو نمىشوند و از اين لازم نمىآيد كه مأموم بر امام فضيلت داشته باشد . آيا اين كلمات چيزى جز ترهّات و اباطيل هست ؟ !
من مىگويم :
در آنچه گذشت ، امتناع وقوع سهو از پيامبر در عبادت و نيز بطلان تشريع به افعالى كه موجب نقص پيامبر است ثابت گرديد . چنان كه در موضوع مورد بحث ما است . زيرا سهو از غسل تا آنجا كه در شرف دخول در نماز قرار گيرد يا در حال نماز باشد ، نقص آشكار است . زيرا بر خلاف محافظت بر عبادت و پيشى گرفتن به كارهاى خير است و با آنچه كه بر كثرت تلاوت قرآن تشويق مىكند ، منافات دارد . زيرا قرائت قرآن با جنابت مكروه و حتى در سورههاى سجده دار حرام است و از اين گذشته ، پيامبر در معرض نزول ملائكه
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٩٧