تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
حركت مىكند ، به راه خود ادامه دهد . فضل مىگويد : اين مطلب مقصودش را از اين عبارات زشت و ركيك ثابت نمىكند . ظاهرا منظورش اين است كه اشاعره نمىتوانند صفت اراده را اثبات كنند . زيرا اسناد فعل به خداوند متعال و اينكه غير از او هيچ مؤثرى وجود ندارد ، موجب مىشود كه صفت اراده ثابت نگردد ، در آنچه پيش از اين گذشت ، بطلان اين سخن را ديديد . زيرا وجود قدرت و اراده در بنده بالضروره معلوم است و اينكه در فعل مؤثر نيستند ، موجب عدم ثبوت آن دو در بنده نمىشود . اين را بارها گفته‌ايم - و الله اعلم - اباطيلى كه بيان كرده ، بارها بر زبان آورده و از روده درازى خود كه بيشتر آن بيهوده است ، شرمنده شده است . چه شعر زيبايى در مورد سخنان مطوّل وى گفته‌ام :
لقد طولت و التطويل حشو و فيما قلته نفع قليل و قالوا الحشولا التطويل لكن كلامك كله حشو طويل
من مىگويم : بر مصنّف پوشيده نبوده كه وجود قدرت و اراده در بنده ضرورى است . چگونه چنين احتمالى ممكن است و حال اينكه هم در اينجا و هم پيش از اين با صراحت بيان داشته است كه قدرت و اراده بالضروره مؤثرند . ليكن از آنجايى كه مىدانسته اينان ضرورت را مكابره مىكنند و در امور بديهى هم دليل مىخواهند ، - چنان كه در مورد تأثير آن دو و ديگر امورى كه پيش از اين گذشت ، مكابره كرده‌اند - در اينجا هم بر شيوهء آنان رفتار كرده ، آنان را بر نبود دليل بر وجود اراده ، بنا بر مذهب خودشان كه مىگويند : فقط خداوند متعال مؤثر است ، ملزم كرده و بلكه آنان را بر حكم بر عدم وجود اراده ملزم ساخته است . زيرا دليلى بر نياز به اراده غير از تخصيص يكى از دو طرف مقدور قابل تصور نيست . پس اگر صلاحيت قدرت را براى تعلق گرفتن به دو طرف منع كردند و گفتند كه قدرت فقط مختص يكى از دو طرف است ، ديگر تخصيص اراده معنايى نخواهد داشت . پس نفى وجود چيزى كه وجودش بالضروره معلوم شده ، بر آنان لازم مىآيد . و راه ثبوتش بر اينان بسته مىشود ، خصوصا كه خداوند متعال كار عبث انجام نمىدهد . بطلان دعوى اشاعره را دانستيد كه ادعا مىكنند تكليف و ثواب و عقاب بر مجرد قدرت بدون تأثير مترتّب مىشود . اما نسبتى كه به مصنّف داد و گفت اباطيلى كه آورده و مطالب بيهوده اى كه در عبارات
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 424 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى