اشاعره بر اينكه قدرت با فعل است و نه پيش از آن ، به دو وجه استدلال كردهاند :
اوّل - قدرت عرض است و عرض در دو زمان باقى نمىماند . بنابراين اگر پيش از فعل باشد ، در حال فعل منعدم خواهد شد . پس لازم مىآيد وجود مقدور بدون قدرت و معلول بدون علت و اين محال است . از اين وجه چنين پاسخ دادهاند كه اوّلا - اين اشكال در مورد قدرت خداوند متعال صادق نيست و به آن نقض مىشود . اينكه گفته مىشود : عرض بر صفات خداوند اطلاق نمىشود و صفات خداوند مغاير با ذات او نيست ، از جمله مطالبى است كه فايده اى ندارد . زيرا بحث در معانى است و نه در اطلاق الفاظ .
در پاسخ گفته شارح مواقف كه : « قدرت قديم در ازل به فعل تعلق معنوى دارد . . . »
مىگوييم : اگر اين مطلب دربارهء قدرت قديم جايز باشد ، دربارهء قدرت حادث هم جايز خواهد بود ، بدين ترتيب كه هم خود آن و هم تعلق معنوى آن بر فعل متقدم باشد ، چنان كه مطلوب ما همين است . زيرا مدعى نيستيم كه بايد آن تعلق قدرت كه وجود فعل را ايجاب مىكند ، بر آن تقدم داشته باشد .
دربارهء پاسخى كه خصم از شگفتى مصنّف داده است ، پيش از اين مطالبى آورديم و گفتيم كه بحث از تقدّم يا مقارنت قدرت فرع تأثير و مبتنى بر آن است . پس اگر گمان مىبرند كه قدرت غير مؤثر است بحث آنان از جهت تقدّم و تقارن بىفايده است ، اگر چه بحث از آن دو از جهت ديگر صحيح باشد .
دربارهء فرقى كه بين قدرت و رنگ بيان كرد ، مىگوييم : مطلوب در اينجا فرق بين قدرت و رنگ در ارتباط با دخالت در فعل است نه هر فرقى كه باشد . آنچه كه دربارهء صورت اختيار ذكر كرد ، ديديد كه بىفايده است . گذشته از اين پس از فرض عدم تأثير قدرت و اختيار ، خلق صورت اختيار بر خلق قدرت متوقف نخواهد بود كما اينكه قدرت بدون تأثير نمىتواند مصحح ثواب و عقاب باشد و بنده را از جبر حقيقى خارج كند .
كلام رازى در حقيقت ، تسليم در برابر خصم است . زيرا محل نزاع همان معنى اوّل است كه در ذات قدرت با معناى دوّم اختلاف ندارد ، بلكه اختلاف بين اين دو به جهت عدم اجتماع شرايط تأثير در اوّلى است . همچنان احتمال رازى در مورد منظور اشاعره اشتباه است . زيرا شارح مواقف مىگويد : قدرت حادث از نظر اشاعره مؤثّر نيست . پس چگونه گفته مىشود كه وى از قدرت ، قوهء جامع شرايط تأثير را اراده كرده است .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤١٩