تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
امير المؤمنين ( ع ) دلالت دارد . شايد او تمام حديث را تكذيب كند كه مىگويد : « هر كس تو را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر كس با تو دشمن باشد ، با من دشمن است ، دوستدار تو دوستدار خداوند و دشمن تو دشمن خداوند است . واى بر كسى كه با تو دشمن باشد . » تمام اين اقدامات براى اين است كه با امام متقين و يعسوب دين كينه توز بودند و مىپنداشتند با اين حال كينه اى با رسول خدا ( ص ) نورزيده‌اند ! ! آنان كينه و دشمنى معاويه و ديگر سركشان را نسبت به امير المؤمنين ( ع ) مىدانستند و با اين حال عقيده داشتند كه اينان اولياء و دوستداران خدايند ، به همين دليل ذهبى در ميزان الاعتدال ، به اين حديث اشاره مىكند و مىگويد : « به گواهى قلب ، باطل است . » ما نيز شهادت مىدهيم كه قلبش بر باطل گواهى داده است . زيرا هيچ گاه قلبش با محبت امام اعظم ( ع ) در هم نياميخت . بنابراين چگونه مىتوانست به درستى حديث گواهى دهد ، اگر چه روايات مستفيض بدين مضمون وجود دارد . مسلم روايت كرده : امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « سوگند به كسى كه دانه را شكافت و موجودات را آفريد ، پيامبر ( ص ) با من عهد كرد كه مرا دوست ندارد مگر مؤمن و كسى با من بغض و كينه ندارد مگر منافق » ( 1 ) . اگر وضع ملوك ، دانشمندان و تودهء مردم در دوران عباسيان اين باشد ، پس در دوران امويان چگونه خواهد بود كه دشنام به برادر و نفس پيامبر ( ص ) شعار و مذهب آنان بود و نامگذارى به نام شريف حضرت ( ع ) گناهى نابخشودنى به حساب مىآمد . ابن مجرد در تهذيب التهذيب ، در شرح حال على بن رباح مىگويد : مقرى گويد : هر گاه بنى اميه مىشنيدند نام نوزادى على است او را مىكشتند . اين خبر به رباح رسيد . او گفت نامش على به صورت تصغير است و از نام على بدش مىآيد و هر كسى او را على مىخواند ، آزار مىداد . ليث گفت : على بن رباح گفت : كسى را كه مرا على بنامد ، حلال نمىكنم ، نام من على است . ابن ابى الحديد ، از ابو الحسن على بن محمد بن ابو سيف مدائنى در كتاب الاحداث نقل كرده كه معاويه پس از عام الجماعه در نامه اى به استاندارانش اعلام كرد نسبت به كسى
هامش
( 1 ) صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، باب الدليل على ان حب الانصار و على من الايمان و علاماته و بغضهم من علامات النفاق .