من مىگويم :
بهانه آوردن به كسب بى جا و بى مورد است . زيرا كسب معنايى است حادث ( جديد ) كه اشاعره آن را اختراع كردهاند . پس چگونه مىتوان آيه قرآن را بر آن حمل كرد ؟ در حالى كه در لغت به معنى عمل است . آيا يك نفر عرب زبان از آيه چنين مىفهمد كه بچشيد عذاب را كه شما محل فعلى هستيد كه من خلق كردم ؟ ! آيا عادلانه است به اين دليل كه خداوند آنان را محل فعل خود قرار داده عذاب جهنم را به آنان بچشاند ؟
همينطور آيات ديگر هم دالّ بر مطلوب ما است . زيرا همانطور كه ديديد اسناد فعل اختيارى به فاعل آن تصريح مىكند كه فاعل آن را ايجاد كرده است .
مصنّف - قدس الله نفسه - مىگويد :
ى - آياتى كه خداوند متعال در آنها حسرت كافران در آخرت به جهت كفر و طلب بازگشت از سوى آنان را بيان كرده است : * ( وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا ) * ( 1 ) ، * ( « قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً » ) * ( 2 ) ، * ( « وَلَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَسَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً » ) * ( 3 ) ، * ( « أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » ) * ( 4 ) .
فضل مىگويد :
حسرت خوردن و درخواست بازگشت به جهت اكتساب اعمال بد و اعتقادات باطلى است كه از جمله آنها عقيده به شريكانى براى خداوند متعال است چنان كه مذهب مجوس و كسانى از پيروان اسلام مثل معتزله و پيروان آنها كه از مجوس تبعيت كردهاند ، اين گونه است .
من مىگويم :
پيش از اين گذشت كه بنده در كسب همچون اصل فعل ، اثرى ندارد . پس چگونه براى وقوع آن از سوى خود ، حسرت مىخورد و حال اينكه مؤثر در فعل كس ديگرى است ؟ چگونه خواهان بازگشت براى انجام كارهاى خير است و حال اينكه اين هم بازگشت به اوّل است ، زيرا عمل از آن ديگرى است و او قدرتى بر دفع آن ندارد ؟ ! مگر رجعت چه فايده اى به حال او دارد ، در حالى كه از نظر اشاعره نيكوكار و گناهكار از
هامش
( 1 ) . فاطر / 37 .
( 2 ) . مؤمنون / 99 .
( 3 ) . سجده / 12 .
( 4 ) . زمر / 58 .