صادق ( ع ) مطلق ناصبيها و جبريون را اراده فرموده باشد كه در اين صورت ، اشاعره هم در آن داخل مىشوند ، هر چند كه بدعت آنان پس از آن حضرت بوده است .
مصنّف - شرف الله منزلت - مىگويد :
5 - مخالفت با كتاب ؛ زيرا خداوند متعال در چند جاى قرآن مجيد صريحا تأكيد فرموده كه افعال او از روى غرض و غايت است و نه عبث و لعب . خداوند مىفرمايد :
* ( « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ » ) * ( 1 ) ، * ( « أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً » ) * ( 2 ) ، * ( « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ) * ( 3 ) ، اين كلام تصريح دارد كه افعال خداوند ، معلَّل به غرض و غايت است . و همچنين فرموده : * ( « فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ الله » ) * ( 4 ) ، * ( « لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَكانُوا يَعْتَدُونَ » ) * ( 5 ) ، * ( « وَنَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ » ) * ( 6 ) . آيات دالّ بر اينكه افعال خداوند از غرض و غايت است ، بيشتر از آن است كه شمارش شود .
پس شايسته است كه پيرو اين عقيده پرهيزگارى پيشه كند و از عقاب پروردگارش بترسد و در آنچه تقليد مىكند با دقت بنگرد كه آيا شايسته و سزاوار تقليد هست يا نه ؟ با دقّت به آنچه گفته مىشود بنگرد نه به گوينده و خود را براى پاسخگويى به خداى جهانيان آماده سازد كه مىفرمايد : * ( « أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيه مَنْ تَذَكَّرَ وَجاءَكُمُ النَّذِيرُ » ) * ( 7 ) ، اين كلام خداوند از زبان بيم دهنده است و در اين باره ، دلايل عقلى مستند به عقلى كه خداوند آن را حجت بندگان خويش قرار داده ، كافى است . بدين ترتيب در جرگه كسانى داخل شود كه خداوند درباره آنان مىفرمايد : * ( « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ الله وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الأَلْبابِ » ) * ( 8 ) و خود را در جرگهء كسانى وارد نكند كه خداوند دربارهء آنان فرموده : * ( « وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الأَسْفَلِينَ » ) * ( 9 ) ، كوتاهى عمر را عذر قرار ندهد زيرا كه با توجه به وضوح و روشنى دلايل ، براى انديشيدن بس دراز است و هدايتگران نيز كم نيستند . پيامبران يكى پس از ديگرى ، امامان بدنبال هم و دانشمندان در پى يكديگر حاضرند ( تا اگر كسى خواهان هدايت باشد ، او را به راه راست رهنمون شوند . )
هامش
( 1 ) انبياء / 16 .
( 2 ) مؤمنون / 115 .
( 3 ) ذاريات / 56 .
( 4 ) نساء / 160 .
( 5 ) مائده / 78 .
( 6 ) محمّد / 31 .
( 7 ) فاطر / 37 .
( 8 ) زمر / 18 .
( 9 ) فصّلت / 29 .