فضل مىگويد :
بارها پيش از اين گفتهايم كه صدق پيامبران يقينى است و اين يقين از راه معجزه و عدم جريان عادت خداوند متعال بر ظهور معجزه به دست دروغگويان و به منزله محال عادى بودن اين عدم جريان عادت ، به دست مىآيد . ما يقين داريم كه مسيلمه ، دروغگو است . زيرا معجزه نياورده است و يقين داريم كه خداوند معجزه را به دست دروغگو ظاهر نكرده است . اين يقين براى ما مفيد علم عادى است . پس فرق بين مسيلمه كذاب و پيامبران ، آشكار و مستند است به علم عادى نه به قبح عقلى كه وى مدعى آن است .
ترهات و اباطيلى كه بيان كرده ، بر اساس عادت وى در بيان مزخرفات و بيهوده گويى است .
من مىگويم :
بدون شك نبوّت از محسوسات خارجى نيست كه با حس ظاهرى دانسته شود . ما هم كه علم غيب نداريم تا عادت خداوند را در اين باره بدانيم و معلوم باشد كه خداوند متعال معجزه را به كسى جز راستگو نمىدهد . از نظر آنان هم كه هيچ كارى بر خدا قبيح نيست . پس چگونه مىتوان ادعا كرد كه عادت خداوند بر ظهور معجزه به دست راستگويان جارى شده است نه به دست دروغگويان ؟ و تصديق كنيم كه تنها كسى صادق است كه معجزه بياورد ؟ ! بلكه بر عكس ممكن است هر كس معجزه اى بياورد كاذب باشد و هر كس معجزه نياورد ، صادق . پس با اين حال جزم به نبوّت پيامبر اكرم ( ص ) و ديگر پيامبران درست نيست و چه بسا كه مسيلمه پيامبر باشد نه رسول اكرم ( ص ) . با اين عقيده بايد فاتحه اسلام را خواند .
مصنّف - طيب الله رمسه - مىگويد :
2 - تكذيب خداوند متعال كه فرموده : * ( « وَالله لا يُحِبُّ الْفَسادَ » ) * ( 1 ) ، * ( « لا يَرْضى لِعِبادِه الْكُفْرَ » ) * ( 2 ) ، * ( « وَمَا الله يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ » ) * ( 3 ) ، * ( « وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » ) * ( 4 ) ، * ( « وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً » ) * ( 5 ) ، * ( « وَما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَأَهْلُها مُصْلِحُونَ » ) * ( 6 ) ، * ( « كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُه عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً » ) * ( 7 ) ، * ( « وَإِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَالله أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ الله لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ » ) * ( 8 ) ، هركس عقيده اى داشت كه از آن تكذيب قرآن مجيد لازم
هامش
( 1 ) بقره / 205 .
( 2 ) زمر / 7 .
( 3 ) غافر / 31 .
( 4 ) فصّلت / 46 .
( 5 ) كهف / 49 .
( 6 ) هود / 117 .
( 7 ) اسراء / 38 .
( 8 ) اعراف / 28 .