تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
روايت است و در بالا به اشكال روايات اشاره كرديم . ظاهر آيهء دوّم پنهان شدن از خدا به لحاظ مكان است كه قطعا منظور اين پنهان شدن نيست . زيرا خداوند را نه مكان در بر مىگيرد و نه مؤيدى وجود دارد كه نشان دهد منظور از رؤيت ، حجب است تا عدم حجب مؤمنين از رؤيت لازم آيد ، بلكه آنچه احتمال دارد و حتى به قبول هم نزديكتر است اينكه منظور از آن ، حجب از رحمت خداوند و دورى از محل قرب معنوى به او است . ممكن است ( ناظرة ) در آيهء اوّل به معنى ( منتظره ) باشد چنان كه از امير مؤمنان ( ع ) روايت و به مجاهد ، حسن ، سعيد بن جبير و ضحاك نسبت داده شده است . بر اين معنا دو اشكال شده است : 1 - نظر ، به معناى انتظار به كار نمىرود خصوصا اگر با حرف ( الى ) متعدى شده باشد . 2 - انتظار نعمت ، اندوه و گرفتارى است و اين در بهشت به وقوع نمىپيوندد . در پاسخ ايراد اوّل مىگوييم : با توجه به تأكيد دانشمندان لغت ، مثل فيروزآبادى در قاموس و جوهرى در صحاح و ديگران مبنى بر وقوع استعمال نظر به معناى انتظار ، به اين ايراد توجه نمىشود . اين استعمال در قرآن نيز آمده است : * ( « فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ » ) * ( 1 ) و * ( « انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ » ) * ( 2 ) و * ( « غَيْرَ ناظِرِينَ إِناه » ) * ( 3 ) . و شاعر مىگويد :
وجوه ناظرات يوم بدر الى الرحمن يأتى بالفلاح
ديگرى گفته است :
كل الخلائق ينظرون سجاله نظر الحجيج الى طلوع هلال
در اينجا منظور شاعر انتظار است و اگر منظورش رؤيت بود ، آنطور كه گفته شده ، بايد آن را با ( الى ) به كلمه ( سجال ) متعدى مىكرد و مىگفت : ( ينظرون الى سجاله ) . پاسخ ايراد دوّم : براى كسى كه به حصول نعمت يقين پيدا كرده و مىداند آنگاه كه اراده و مشيت خداوندى بدان تعليق گيرد ، به آن نعمت خواهد رسيد ، در انتظار نعمت بودن نه تنها هيچ غم و اندوهى در بر ندارد ، بلكه موجب زيادت نعمت است . گذشته از اين ، از آيهء مباركه به دست نمىآيد كه ( نظر ) در بهشت است بلكه همانطور كه از ادامه آيه يعنى : * ( « وَوُجُوه يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ » ) * ( 4 ) به دست مىآيد ، شايد
هامش
( 1 ) نمل / 35 . ( 2 ) حديد / 13 . ( 3 ) احزاب / 53 . ( 4 ) القيمة / 26 - 25 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 136 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى