و ساير چيزهايى كه رؤيت آنها نزد شما ممتنع است .
در پاسخ مىگوييم : مدح ، به مجموع دو چيز صورت مىگيرد . بدين معنى كه او چشمان را مىبيند ولى چشمان او را نمىبيند : * ( « لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ » ) * ( 1 ) اين اختصاص به خدا دارد . همينطور است آيه ديگر كه : * ( « وَهُوَ يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ » ) * ( 2 ) با اينكه مدح خدا به اينكه رؤيتش ممتنع است ، مستلزم صحت مدح ديگران بدان نمىباشد ، هر چند برايش ثابت شده باشد ، خداوند چنين مورد مدح قرار مىگيرد كه جبّار متكبّر است ، در حالى كه مدح ديگران بدان صحيح نيست .
گذشته از اينكه مطلوب ، بر اختصاص مدح به خدا متوقف نيست .
3 - اگر الف و لام در « الابصار » براى عموم باشد ، نفى در آيهء * ( « لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ » ) * موجب سلب عموم مىگردد كه سلب جزئى است و اگر الف و لام جنس باشد آيه * ( « لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ » ) * سالبهء مهمله خواهد بود كه در حكم سلب جزئى است . در حالى كه ما به موجبهء جزئيه جزئى قائل هستيم . زيرا با اجماع همگان ، كفّار در آخرت خدا را نمىبينند حتى معتقديم كه تخصيص بعضى به نفى ، دليل ثبوت براى بعضى ديگر است ، بنابراين ، آيه دليل بر اعتقاد ماست نه عليه ما . اگر بپذيريم كه مدلول آيه ، عموم السلب است ، عموميت آن را در تمامى احوال و اوقات حتى در روزهاى قيامت نخواهيم پذيرفت .
بر اين گفته ، اين اشكال وارد است كه بدون شك لفظ جمعى كه داراى الف و لام باشد ظاهر در عموم است . بنابراين وجه اوّل تعيّن مىيابد . كما اينكه نسبت دو تاست :
نسبت ايجابى و نسبت سلبى و خصوص و عموم هر دو بدون هيچ فرقى تابع خصوص و عموم متعلق آن دو است ، جز اينكه نفى گاهى اوقات متوجه خود عموم مىشود نه نسبت و در اين صورت مفيد سلب عموم است . منتهى با آيهء مباركهء * ( « لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ » ) * بيگانه است ، بنابراين مراد جز عموم السلب نيست همچون آيات فراوان ديگر از قبيل : * ( « وَمَا الله يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ » ) * ( 3 ) ، * ( « وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » ) * ( 4 ) ، * ( « وَما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ » ) * ( 5 ) ، * ( « وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً » ) * ( 6 ) ، * ( « وَلا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ » ) * ( 7 ) ، * ( « لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ » ) * ( 8 ) ، و آيات بىشمار ديگرى كه به شمار در نمىآيد . تفتازانى بدين مطلب اقرار كرده است . او
هامش
( 1 ) انعام / 103 .
( 2 ) انعام / 14 .
( 3 ) آل عمران / 108 .
( 4 ) فصّلت / 46 .
( 5 ) يونس / 83
( 6 ) نساء / 105 .
( 7 ) يونس / 77 .
( 8 ) نمل / 10 .