Skip to main content

چهارده رساله ( فارسى ) — Page 305

Contributors:

P.305
فصل نهم بدان كه پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد تخلقوا باخلاق الله و اخلاق حق جلّ جلاله صفات حق است و از جمله صفات او يكى حيات است و بحقيقت حيات او را رسد زيرا كه وجود او واجب است و هركرا وجود واجب باشد حيات نيز واجب باشد بس حيات جلّ جلاله حى ! است كه هرگز نميرد و حيات ديگران مستفاد ازوست و نام حيات بر ديگران مجازى است زيرا كه حيات ايشان بخشيده است بلكه چون نيك نگاه كنى همه حياتها عاريتى است و حيات او از كسى نيست و عاريتى كه حيات او از اوست و بدوست وجود اوست چنان كه در قرآن مجيد فرمود
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
و آنچه پيغمبر ( ص ) ميفرمايد كه متخلّق و موصوف شويد باخلاق و صفات حقتعالى چنان كه او زنده‌ايست كه هرگز نميرد شما نيز زنده شويد كه هرگز نميريد و اين زندگى در دنيا بدست ميتوان آوردن چنان كه در بعضى كتب انبيا مذكورست كه حق عزّ و علا ميفرمايد يا بن آدم خلقتك للبقاء و انا حىّ لا اموت اطعنى فيما امرتك و انته عما نهيتك اجعلك مثلى حيا لا تموت و چون در آخرت عملى نخواهد بودن زيرا كه سراى آخرت سرائى است كه جزاى نيك و بد آنجا دهند اگر نيك باشد بهشت و اگر بد و پليد گشت دوزخ بس عمل اينجا بايد كردن و هر كه اينجا كور است و راه خود نديده است آنجا هم كور باشد و گمراه چنان كه قرآن خبر ميدهد
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
و نيز هركه اينجا زنده مرده است بعضى به صورت زنده‌اند و بمعنى مرده آنجا نه زنده باشد و نه مرده چنان كه قرآن خبر ميدهد
لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
زنده نيستند زيرا كه از نعيم ابد جدا مانده‌اند و از هر لذتى كه زندگان
Footnote
بقيه حاشيه از صفحه قبل من كان نظره فى وقت النعمة الى المنعم لا الى النعمة كان نظره فى وقت البلاء الى المبلى لا الى البلاء فيكون فى جميع حالاته غريقا فى ملاحظة الحق متوجها الى الحبيب المطلق و هذه اعلى مراتب السعادة و من كان بالعكس كان فى اسفل درك الشقاوة فيكون وقت النعمة خائفا من زوالها و وقت النعمة معذبا بنكالها