ميكرد غالب ادبا و فضلا و خراسان شاگردان وى بودند و از مكتب ادبيّات او كسب ادب كردهاند و او خود شاگرد ابو المظفر سمعانى بود و او را شرح مفصّلى است بر شرح سقط الزند و كتابهائى در تاريخ نبشته و با قدماء و فحول علما سر بحث و جدل داشته است و ردودى بر آنها نوشته و پس از عمرى طولانى در سن يكصد و شش سالگى بمرگ ناگهانى بجهان جاودانى انتقال يافت .
اين ترجمه بسيار ساده و ادبى و قابل استفاده ادباست ولى براى مقصود اصلى كافى نيست چه اين رساله كه يكى از شاهكارهاى فلسفى و عرفانى شيخ الرئيس است با قدرت ادبى و نيروى لفظى ترجمه نميشود همزمانى كافى نيست همزبانى بايد كه رسالة الطير داند و چون سليمان نبى ع منطق الطير آموخته باشد در پاورقى صفحه 160 گفتهايم آنجا كه ترجمه با اصل موافق نيست و جملهء اضافى به نظر ميرسد ! و اين هم بعيد است .
رساله نهم مبدء و معاد يا كلمات عشرهء اثير الدين ابهرى 163 - 174
اين كتاب كه مؤلف آن اثير الدين ابهرى از دانشمندان بنام و همزمان و همزبان خواجهء طوسى است در كتب تراجمنامه از وى بخواجه طوسى ديده مىشود و برخى به عكس گفتهاند خواجه بوى نامه نبشته و از وى پرسش علمى ( طبيعى رياضى الهى ) كرده است چيزى از عظمت خواجه نكاهد سائل باشد يا مسئول عنه - هم سؤال از علم خيزد هم جواب .
كلمه اول ( وجود و كمال آن ) 163
كلمهء دوم ( مقولات ) 163
كلمهء سوم ( تقسيم اجسام ) 165
كلمهء چهارم ( عظمت عرش ) 166
كلمهء پنجم ( افلاك و حياة و نطق آنها ) 167
كلمهء ششم ( قوه ادراك و تحريك ) 168
كلمهء هفتم ( مراتب عقل انسان ) 169
كلمهء هشتم ( خيريّت وجود ) 171
كلمهء نهم ( اثبات تجرّد نفس ) 172
كلمهء دهم ( وجود ذهنى و عينى ) 173
چهارده رساله ( فارسى ) — صفحة مقدمه 21
مساهمون: فخر الدين الرازي
صمقدمه ٢١