را گفته پيداست كه او را هم ازو ستاندهاند و جرعهاى به او دادهاند .
آفاق بپاى راه ما فرسنگى است * وز نالهء ما سپهر دود آهنگى است
در پاى اميد ماست هر جا خارى است * بر شيشهء عمر ماست هر جا سنگى است
تكفير او را برهان ايمان و سبب تكفير گناهان بايد دانست و تحقير او را دليل بزرگى او بايد شمرد بگفته متنبّى
و اذا اتتك مذمّتى من ناقص * فهى الشهادة لى بأنّى كامل
درد هر هميشه مرد دانا خوارست * پيوسته نصيبش ز فلك آزارست
نيكو نبود هنر بگيتى آرى * خون مىخورد آن تيغ كه جوهر دارست
علاقهء اين جانب به نشر آثار بزرگان پيشين و احياء نام و نشان آنها بحدّى است كه ميتوانم ديگران را بر خود اختيار و درين باره دعوى ايثار كنم چه كسانى كه با كتاب و قلم سر و كار دارند و از خرمن بزرگان خوشهچينى كردهاند مطالبى را دستهبندى كرده و فراهم آورده كه بنام تأليف شناخته مىشود پيش اين ضعيف بيش از شمارهء انگشتان هر دو دست هم اكنون موجود است با اين حال بعقيده نگارنده حقوق پيشينيان مقدّم و حفظ حدود و مراتب ضرورى و لازم است بخصوص دانشمندانى كه در قرون گذشته به زبان پارسى كتاب نوشتهاند روزى كه سخن گفتن بپارسى موجب حرمان از مزايا بود و حتى نامههاى رسمى بتازى نوشته ميشده است يكى از كسانى كه اول مسلمان بود و بعد ايرانى كه وطن خود را از ياد نبرده در چنين زمانى كتاب در هر دو زبان نوشته و سخن در مقامات رسمى بهر دو زبان ميگفته فخر الدين رازى است كه هشت رساله ازين رسائل چهاردهگانه ازوست كه برخى از آنها را در ضمن مجموعههاى كتابخانه مجلس و ملك و آستان قدس بدست آورده رساله اول و دويم را ضمن مجموعهاى به شماره 599 از كتابهاى اهدائى طباطبائى در مجلس استنساخ كرده و رساله سيوم را كه درين مجموعه بطور ناقص بود از كتابخانه آستان قدس جبر كسر و رفع نقص نمود از همدستى دوست دانشمند آقاى ولائى معاون محترم كتابخانه تشكر ميكنيم