تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده رساله ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
فرقت ششم صلتيان‌اند اينان پيروان عثمان بن ابى الصلت باشند بعقيده ايشان هركس بمذهب آنان است مسلمان است و درباره كودكان خود نيز بعد از بلوغ بمسلمانى حكم كنند . فرقت هفتم ميمونيان‌اند اينان پيروان ميمون بن عمران هستند ايشان نكاح دختران خود را روا دانسته و شرور و مفاسد را از خدا ندانند . فرقت هشتم حمزويان‌اند ايشان پيروان حمزة بن ادرك باشند بعقيدهء اينان كودكان كفّار در آتش‌اند . فرقت نهم خلفيان‌اند اينان پيروان خلف باشند ايشان گويند خير و شرّ هيچ‌كدام از خدا نباشد . فرقت دهم اطرافيان‌اند گويند هر كس كه در اطراف عالم بود واجب است كه احكام شريعت بداند و عذر مسموع نباشد .
هامش
دنبالهء حاشيه از صفحهء پيش بديع عوام را برانگيخت تا او را بنفط و بوريا بسوختند و هفتهء پيش از آن خواجه كاغذى سر به مهر بيك تن از مريدان خود سپرده بود چون گشودند بر آن نوشته بود .ما مرك و شهادت بدعا خواسته‌ايم * آن هم بسه چيز كم بها خواسته‌ايمگر دوست چنان كند كه ما خواسته‌ايم * ما آتش و نفط و بوريا خواسته‌ايماى راحت جان ما از نامه و نام تو * وى حلق نياز ما در حلقه دام تونام تو مگر جام است گردان شده در مجلس * تا مست كند جان راز آن شربت نام توكى باشد و آن روزى كاين خسته دلان يكدم * بىواسطه نوشند تشريف سلام توعشاق جهان چون صفت عشق شنيدند * پيراهن اسباب و علايق بدريدنددر دايره وصل تو جويان تو دائم * تا خاك سر كوى تو در ديده كشيدندهر چند بجستند بخر رنج نديدند * هر چند دويدند به منزل نرسيدندسرگشته و حيران همه در راه بماندند * در عجز و تحيّر سر انگشت گزيدندچون وصل تو جستند ز خود دست بشستند * گه ناز كشيدند و گهى راز شنيدند
چهارده رساله ( فارسى ) — صفحة 114 | فخر الدين الرازي / شهاب الدين السهروردي / أثير الدين الأبهري / ذوالفضائل الاخسيكتي / سبزوارى