از شهيد ثانى ( ره ) نقل شده است : وى در حواشى خلاصه نوشته است ابو القاسم تنوخى كه يار هميشگى سيد بوده است اظهار داشته است : آنگاه كه كتابهاى سيّد را شمارش كرديم مجموع آنها هشتاد هزار مجلد بود كه در ميان آنها مصنفات و مقروات وى به حساب درمىآمده است .
ثعالبى در تيميه الدهر مىنويسد : كتابهاى سيد را علاوه بر آنچه كه به رؤسا و وزراء اهدا كرده بود تقويم كرديم ، سى هزار دينار بهاى آنها بود .
بار ديگر شهيد ثانى در حاشيه خلاصه ذيل جمله « و دفن فيها » اظهار داشته است :
پس از آنكه سيّد را در خانه خود دفن كردند جنازهاش را به كربلا حمل كرده و در جوار جدش حضرت سيد الشهداء عليه السّلام مدفون ساختند « * » .
و مؤلف تنزيه ذوى العقول فى انساب آل الرسول از وى ياد كرده است .
از آثار او رسالهاى است در پاسخ سؤالهاى مردم رى . از اين كتاب استاد استناد ما ( ايده اللّه تعالى ) در باب البدا از كتاب توحيد البحار ياد كرده است و ممكن است اين رساله جزء رسالههاى يادشده او بوده باشد .
مؤلف گويد : از اشعار سيد دو بيت زير است كه به وى نسبت دادهاند و اين دو بيت را در ثناگسترى از نگين عقيق گفته است :
من كان يعتقد الولاء لحيدر * و يحبّ آل محمد تحقيقا
فليلبس الحجر العقيق فانه * حجر لآل محمد مخلوقا
- كسى كه به ولايت حضرت مولى معتقد است و آل محمد را حقيقتا دوست مىدارد .
- انگشترى عقيق كه سنگى است كه براى آل محمد آفريده شده است ، در انگشت مىنمايد .
هامش
( * ) شيخ محمد سماوى در مجانى الطف به مناسبت اعلامى كه در جوار حضرت سيد الشهداء مدفون گرديدهاند مىگويد :و نجلة الآخر اعنى المرتضى * و من له فى فضله فصل القضاء
دعاه ربه فلبّى و احتضر * و معها تاريخه ( لقد قبر 436 )و در همان تاريخ آمده كه پدر و برادرش سيد رضى هم در آنجا مدفون گرديدهاند - م .