به اعتقاد من اين رباعى را كه مولانا لطف اللّه در « مراعات النظير » گفته ممتنع الجواب است .
گل داد پرير درع فيروزه به باد * دى جوشن لعل لاله بر خاك افتاد
داد آب چمن ، خنجر مينا امروز * ياقوت سنان آتش نيلوفر داد
چهار روز و چهار سلاح چهار رنگ و چهار جوهر و چهار عنصر و چهار گل .
گويند مولانا : سليمى را بدين رباعى امتحان كردند ، مدت يك سال درين تفكر كرد نتوانست كه جواب گويد . به عجز اعتراف نمود . اين رباعى ملمع از مولانا است :
در مرو پرير ، لاله آتش انگيخت * نيلوفر دى به بلخ در آب گريخت
در خاك نشابور گل امروز شگفت * فردا بهرى باد سمن خواهد بيخت
و مولانا لطف اللّه را قصايد غرّا در منقبت نبى و ولى و ائمه معصومين عليهم السّلام است و اين قصيده در مذمت دنيا گويد :
بنازد عقل و دين و دل به مهر سرور غالب * امير المؤمنين حيدر على بن ابى طالب
و اين قصيده در مذمت دنيا گويد :
حجاب ره آمد جهان و مدارش * زره تا نيندازدت بر مدارش
تا آخر قصيده و مولانا پايان آن را به مدح حضرت مولا امير المؤمنين عليه السّلام خاتمه داده است « * » دولتشاه پس از اين گويد : ظهور مولانا لطف اللّه در زمان خاقان كبير صاحب قران و قطب دائرهء زمان امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه بوده به مدح شاهزاده ايرانشاه بن امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه قصائد غرّا دارد از آن جمله ، مطلع ترجيعى اين است :
وقت سحر زنند چو مرغان به چنگچنگ * بنما به روز كين به جوانان جنك جنك
و در اين قصيده داد سخن داده و ميران شاه آن را رعايت كردى و زر دادى و
هامش
( * ) دو بيت آخر آن قصيده كه در مدح حضرت مولا على ( ع ) سروده است چنين است :قبول خرد گر بدى ردّ نكردى * شه اوليا صاحب ذوالفقارش
سلام خداوند دادار داور * برو باد و اولاد و آل و تبارش