اين روايت را يكى از فضلا به نقل از خط بعضى علما چنين گفته است : خبر داد به من فخار بن محمد بن ( معد بن فخار بن معدّ ) علوى موسوى رضى اللّه عنه ، گفت : ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان فقيه امامى در رؤيا مشاهده كرد كه فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) همراه با دو فرزند خردسال خود حضرت امام حسن و امام حسين در مسجد كرخ بغداد بر او وارد شدند و آن دو بزرگوار را به وى تسليم كرده فرمود به اين دو فرزند من ، علم فقه بياموز . شيخ مفيد حيرتزده از خواب برخاست و در انديشهء آن خواب بود . فرداى آن شب فاطمه دختر ناصر درحالىكه كنيزان گرد او اجتماع كرده بودند ، به اتفاق فرزندان خردسال خود محمد رضى و على مرتضى در همان مسجد به حضور شيخ رسيدند .
شيخ مفيد به منظور احترام آن خاتون از جا برخاست . فاطمه خطاب به شيخ گفت : اين دو كودك فرزندان مناند ؛ نزد تو آوردهام تا به آنها فقه بياموزى .
ابو عبد اللّه مفيد گريست و حكايت خواب را به اطلاع وى رسانيد و به تعليم و فراگيرى آنان اقدام كرد و خداى متعال درهاى علوم و فضائل را به روى ايشان گشود تا شهرهء آفاقى پيدا كرده و تا دنيا برقرار است آثار اين دو برادر ارجمند باقى و برقرار خواهد بود
شيخ احمد بن ابى طالب طبرسى ( ره ) در اواخر كتاب احتجاج مىنويسد :
احتجاجى است كه سيّد اجلّ علم الهدى مرتضى ابو القاسم على رضى اللّه عنه و ارضاه ، با ابو العلاء معرّى دهرى داشته و پاسخ سؤالش به رمز برگذار شده است و بطور مرموز به شرح زير پاسخ داده است .
در يكى از اوقات ابو العلاء معرّى به حضور رسيد مرتضى شرفياب گرديد . خطاب به جناب سيد گفت : عقيدهء شما درباره « كل » چيست ؟ سيد گفت : عقيدهء تو دربارهء « جزء » چيست ؟ ابو العلاء پرسيد : دربارهء « شعرى » چه مىگويى ؟ سيّد سؤال كرد : نظر تو راجع به « تدوير » چيست ؟ ابو العلاء سؤال كرد : در « عدم تناهى » چه مىگويى ؟ سيد پرسيد :
نظر تو در « تحيّز » و ناعوره « 1 » چيست ؟ ابو العلاء سؤال كرد : درباره « هفت » چه مىگويى ؟
هامش
( 1 ) - در حاشيهء نسخهء مؤلف آمده است : الناعورة الدولاب ، ناعوره بهمعناى دولاب و چرخ است و اين كلمه را براى فلك دوّار ، استعاره آوردهاند .